نقش مدیران میانی سازمان در مدیریت دانش

نقش مدیران میانی سازمان در مدیریت دانش

در این مطلب به بررسی  نقش مدیران میانی سازمان در مدیریت دانش پرداخته‌شده‌است.

مدیران میانی سازمان مدیریت سطح متوسط ​​را تشکیل می‌دهند و  نقش موثری در پیاده‌سازی مدیریت دانش دارند.  آن‌ها پایین‌تر از مدیریت ارشد و  اجرایی و بالاتر از رهبران تیم قرار دارند. مدیران میانی کارهای تیم را پیگیری کرده و اطمینان حاصل می‌کنند که بهره‌وری همه تیم‌ها حفظ شود. مدیران میانی مراقب هستند که اختلافات بین کارمندان و رهبران تاثیری در تحقق اهداف نداشته باشد. در بیشتر سازمان‌ها مدیران ارشد اقدامات اساسی را همراه با قوانین و مقررات کلی تنظیم می‌کنند. مدیران میانی مسئول تحقق بخشیدن به استراتژی‌های تدوین شده توسط مدیریت ارشد هستند و  با ایجاد انگیزه، هدایت و اقناع نیروی کار در خط مقدم این کار را انجام می‌دهند.

blank

نقش مدیران میانی سازمان در مدیریت دانش

  • انتقال استراتژی
  • انتخاب موقعيت هاي استراتژيک
  • مديريت پروژه
  • تقويت توسعه
  • ايجاد چابکي سلسله مراتبی

حتی اگر توانایی مدیران میانی از عوامل مختلفی مانند ساختار شرکت، استراتژی کسب و کار، چارچوب‌های هیئت مدیره و نیروی کار تاثیرپذیر باشد، آن‌ها در نهایت افرادی هستند که اطمینان حاصل می‌کنند شرکت با درگیر کردن و توسعه ارتباطات همه واحدها به شیوه‌ای سازنده و مولد به اهداف خود می‌رسد.

مدیریت میانی می تواند یک لایه تقریبا غیرقابل نفوذ برای مدیریت دانش در بسیاری از سازمان ها تشکیل دهد. دو ذینفع اصلی برای مدیریت دانش، مدیران ارشد و دانشکاران سازمان  هستند. ارزش پیشنهادی برای مدیران ارشد این است که مديريت دانش کارایی، اثربخشی، سهم بازار بیشتر و رشد و زمان سریع‌تر را ارائه می‌دهد. مديريت دانش دسترسی آسان به دانش را برای تک تک دانشکاران فراهم می کند که در زمان آنها صرفه جویی شود، خطر شکست را کاهش و نتایج را بهتر می کند.

اما بین این دو گروه یک لایه از مدیران میانی سازمان قرار دارد ؛مدیران فروش، مدیران کارخانه، مدیران پروژه و غیره. اینها افرادی هستند که باید انتخاب های سختی انجام دهند. آنها تخصیص دهنده منابع هستند و باید به تمامی موضوعات اجرای مسلط باشند. تمرکز مدیران میانی بر روی اقدامات اجرایی سازمانی است و به کمتر به موضوعات بهیودی اعتنا می‌کنند. در نتیجه اجرای راهکارهای مديريت دانش برای آنها سخت ترین قسمت است؛ چرا که در اولویت کاری آن ها قرار ندارد.

رهبران تیم و مدیران میانی افرادی هستند که دائماً در تلاش اند تا معضلات را حل کنند. بنابراین، اگر نتوانید رهبران را در مورد ارزش مدیریت دانش متقاعد کنید، احتمالاً منابعی برای آن اعمال نمی شود.  برای تحقق این موضوع اطمینان حاصل کنید که برنامه مدیریت ذینفعان شما به طور واضح مدیران میانی را به عنوان یک گروه اصلی مورد خطاب قرار می دهد و شما یک بیزینس کیس خوب دارید که به نگرانی های آنها رسیدگی می کند. نشان دهید که چگونه مديريت دانش یک سرمایه گذاری در منابع است، چگونه دانش یک منبع برای آنها و تیم هایشان است، و چگونه در حال حاضر مدیریت نشده یا نادرست مدیریت می شود. نشان دهید که آن در مديريت دانش اتلاف منابعی وجود ندارد، بلکه کاربرد منابعی است که به نفع نتایج خواهد بود و فعالیت های کارکنان را ساده می کند.

به طور کلی نقش و جایگاه مدیران میانی در پیشبرد اهداف مدیریت دانش بسیار کلیدی و اثرگذار است. اگر تیم اجرایی مدیریت دانش سازمان بتواند مدیران میانی را با خود همراه کند، می توان امیدوار بود که اقدامات مدیریت دانش نتایج مطلوبی را به همراه داشته باشد. در غیر این صورت مدیران میانی به دلیل مشغله بسیار زیاد و تمرکز بر فرایندهای جاری واحد خود، تمایلی برای مشارکت در پیاده‌سازی مدیریت دانش ندارند و بدون حمایت آن‌ها، جلب مشارکت کارکنان زیرمجموعه نیز بسیار دشوار خواهد بود.

منبع:

http://www.nickmilton.com/2021/09/the-middle-management-layer-in-km.html

.

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

17 + 17 =