دراین مقاله مدیریت دانش در شرکت مرسدس بنز از زیرمجموعههای شرکت دایملر آ.گ مورد بررسی قرار میگیرد. پیادهسازی مدیریت دانش، تکنولوژیها و ابزارها و تکنیکهای مدیریت دانش پیش از ادغام دایملر و کرایسلر و اقدامات اجرایی پس از آن، موضوع اصلی این مطلب است که توسط شرکت مشاور مدیریت دانش دانا تدوین شده است.
دایملر
دایملر آگ(Daimler AG)، یک شرکت خودروسازی آلمانی و چندملیتی است، که از لحاظ میزان درآمد سالیانه، پس از تویوتا و گروه فولکسواگن، سومین خودروساز بزرگ جهان بهشمار میآید. این شرکت، از نظر تعداد خودروهای تولید شده، در رتبه چهاردهم قرار دارد. دایملر آ. گ بزرگترین کامیونساز جهان است. ریشههای تأسیس شرکت دایملر آگ به تاریخ ۱ مه ۱۹۲۴ بازمیگردد.
این شرکت تولیدات خود را با ترکیب نام سری محبوب شرکت دِ.اِم.گِ، یعنی مرسدس و نام شرکت بنز، به صورت برند مرسدس بنز عرضه کردند. شرکت دایملر بنز در سال ۱۹۹۸ میلادی شرکت آمریکایی کرایسلر را به ارزش ۳۸ میلیارد دلار خریداری کرد، که تا آن زمان، بزرگترین معامله میان شرکتهای خودروسازی محسوب میشد. سپس نام شرکت به دایملرکرایسلر آگ تغییر پیدا کرد. در سال ۲۰۰۷ در پی خریداری گروه کرایسلر توسط شرکت مدیریت سرمایه سربروس و جدایی کرایسلر از شرکت ادغامی، نام این شرکت نیز به دایملر آگ تغییر یافت. شرکت دایملر هماکنون مالک چندین شرکت تابعه و برند بزرگ خودروسازی همچون؛ مرسدس-آامگ، مرسدس بنز، دایملر تراکس و اسمارت میباشد، همچنین دارای سهام در چندین شرکت خودروسازی است، که برای نمونه میتوان به: کاماز، رنو-نیسان آلیانس و پکن اتو اشاره کرد. این شرکت، خط تولید برند مایباخ را نیز، در سال ۲۰۱۲ متوقف نمود.
کرایسلر
گروه کرایسلر الالسی، شرکت چندملیتی خودروسازی است، که بازار عمده آن در ایالات متحده آمریکا و کانادا قرار دارد و مالک فعلی آن، شرکت ایتالیایی گروه فیات کرایسلر میباشد. گروه کرایسلر در سال ۲۰۱۲ در رتبه ۱۲ از بزرگترین خودروسازان جهان، قرار گرفت. این کمپانی در سال ۱۹۲۵ توسط والتر کرایسلر در دیترویت، میشیگان تأسیس شد و هماکنون، علاوه بر خودروهای کرایسلر، تولیدکننده اتومبیلهای پرطرفدار جیپ و دوج نیز میباشد. شرکت کرایسلر، بهعنوان یکی از سه خودروساز بزرگ، در ایالات متحده آمریکا محسوب میشود. هماکنون سرجیو مارکیونه (مدیرعامل فعلی فیات) بهعنوان رییس هیئت مدیره و مدیرعامل کرایسلر فعالیت مینماید.
ادغام دو شرکت دایملر و کرایسلر
در سال 1998، اتفاق بسیار مهمی توجه همگان را به صنعت خودرو جلب کرد، این اتفاق چیزی نبود جز ادغام دو تولیدکننده بزرگ خوردو، دایملر و کرایسلر. این ادغام موجب شد دایملرکرایسلر رتبه پنجم بزرگترین تولید کننده های خودرو را به خود اختصاص دهد. قبل از ادغام، هر دو شرکت با چالش های مختلفی روبرو بودند. دایملر فقط پانزدهمین تولید کننده خودروی بزرگ دنیا بود، در حالیکه کرایسلر به ندرت تولیدات خود را خارج از بازار آمریکای شمالی گشترش داده بود. در همان زمان، صنعت خودرو با وضعیت مازاد ظرفیت وتغییر زیاد مواجه بود. به نظر میرسید ادغام، استراتژی جایگزین برای هر دو شرکت باشد. این اقدام باوجود مزایایی که به همراه داشت، مشکلاتی هم به وجود آورد.
در طول فرایند ادغام، مدیریت دانش یکی از اساسیترین مسائل بود. زیرا، دانش تأثیر قابل توجهی بر نوآوری و طراحی یک اتومبیل دارد و مشخصه اصلی در موفقیت صنعت اتومبیل به شمار میآید. همچنین، دو شرکت پیش زمینه، فرهنگ،برند و به طور مستقل استراتژیهای مدیریت دانش متفاوتی داشتند، که ممکن بود فرایند ادغام را با مشکل مواجه کند. به دلیل بازارهای جغرافیایی و نیروی کار پراکنده، دایملرکرایسلر مجبور بود تمام تلاش خود را به کار گیرد تا با ایجاد انگیزش در کارکنان آنها را به ادامه همکاری با هم تشویق کند.
پیاده سازی مدیریت دانش در شرکت دایملرکرایسلر
در صنایع خودروسازی طراحی خودروهای جدید و ایجاد بستر مناسب برای بخش مهندسی بسیار ضروری است. برای فراهم کردن این بستر انتقال دانش و تبادل تجربیات و اطلاعات بین مهندسان به منظور جلوگیری از اشتباهات مکرر و از دست دادن دانش اهمیت ویژهای دارد. هدف شرکت دایملر-کرایسلر، این بود که تولیدکننده برتر محصولات و خدمات خودرو و حملونقل برای مشتریان خود در سطح دنیا باشد. برای تحقق این هدف توجه به نقش مدیریت دانش بسیار مهم بود. در شرکت دایملر- کرایسلر دانش در قالب دروس آموخته و بهترین تجارب به کار گرفته شده و در سرتاسر سازمان به اشتراک گذاشته میشد.
مدیریت دانش در شرکت دایملر و کرایسلر قبل از ادغام
به منظور تحلیل گستردهتر ابزارها و نکنولوژیهای مدیریت دانش در دایملرکرایسلر، ضروریست که ابتدا کاربرد سیستمهای مدیریت دانش را در هر دو شرکت قبل از ادغام بررسی کنیم:
مدیریت دانش در کرایسلر
مدیریت دانش در کرایسلر از زمان بحران مالی که در ابتدای سال 1990 اتفاق افتاد؛ به وجود آمد. بین سالهای 1970تا 1980، مسائلی همچون تعدیل نیرو، کاهش بودجه و تعطیلی واحدهای تولیدی منجر به از دست رفتن دانش شرکت شد و دو مخزن اصلی “گزارشهای فنی” و “موسسه مهندسی کرایسلر” در حوزه مهندسی به تدریج ناپدید شد. در این شرایط، مدیریت ارشد متوجه نیازهای مربوط به مدیریت دانش شد. سیستم مدیریت دانش کرایسلر 3 بعد زیر را در برداشت:
1- The Buckets
هر Bucket یک مقوله از دانش را ارائه میدهد. قبل از طبقهبندی دانش و دسته بندی آن در Bucketها تعیین اینکه دانش از کجا برگرفته شده است قدم مهمی است. طبقه بندیهای دانش شامل دیتابیسهای محصول، سیستم های CAD/CAM، تولید و تدارکات است. Bucketها به شکل اثربخشی مکانیابی دانش را انجام داده و سپس آن را طبقهبندی میکند.
2- Tech Clubs
به وسیله تک کلابها مهندسان و طراحان خودرو به هم متصل میشوند و پلتفرمی برای تبادل دانش بین آنها فراهم میشود. هنگام برخورد با مسائل مشابه، میتوانند به اشتراک دانش و تجربیات خود بپردازند. از مزایای این روش این است که امکان انتقال بهترین تجارب از طریق جلسات غیررسمی را فراهم میکند. درحقیقت تک کلابها،به عنوان ابزاری برای انجمن های خبرگی، به کار گرفته میشود.
3-(Engineering Book of Knowledge (EBOK
هدف EBOK ها درک عملکرد دانش گردآوری شده و به اشتراک گذاشته شده در تک کلابها است. EBOK ها میتوانند اشتراک دانش و فناوریها و انتقال آنها به مهندسان جدید را به حداکثر برسانند. از EBOK ها بعد از ادغام هم استفاده شد و ارزش ایجاد شده توسط آن نیز افزایش پیدا کرد. در ادامه توضیح بیشتری درباره آنها میدهیم.
مدیریت دانش در دایملر
در مقایسه با کرایسلر، دایملر قبل از ادغام، سیستم مدیریت دانش رسمیای را ایجاد نکرده بود و تنها DCU)Daimler corporate University) را راهاندازی کرده بود. هدف DCU مدیران اجرایی ارشد بودند و برنامه آن شامل رهبری، مهارتهای مدیریتی، تفکر استراتژیک بود. به عقیده میران این شرکت میتوان DCU را به عنوان ابزاری برای فعال کردن سرمایه فکری در دایملر در نظر گرفت.
در همان زمان، مشکلاتی در فرایندهای عملیاتی سازمانی و توسعه محصول به وجود آمده بود که برای مدیریت ارشد دایملر بیانگر این مسئله بود که به فرایندی برای خلق دانش، کسب دانش، مدیریت و اشتراک دانش نیاز است. در ابتدا دایملر ،به عنوان یک شرکت سنتی آلمانی، توانایی حفظ فناوریها و کیفیت برتر در عملکرد توسعه محصول را داشت، در حالیکه قابلیتهای خلاقانهی ضعیفش منجر به فقدان نوآوری و قابلیت انطباق این شرکت شده بود. در سال های 1997و 1998، دایملر موفق به معرفی A-CLASS, M-SUV به بازار شد. با این وجود اشکالات فنی موجود در A-CLASS ، منجر به طراحی مجدد آن شد.
به دلیل مسائل فوق، تیمی از”قهرمانان یادگیری” به وجود آمد و مسئولیت تهیه گزارشات درباره بهبود فرایندها و محصولات و دروس آموخته حاصل از آنها را به عهده گرفت. این گزارشات برای استفاده در آینده در دیتابیس ذخیره میشد. اما دیملر دریافت که دانش به دست آمده توسط “قهرمانان یادگیری” به اندازه دانش تولید شده توسط دانشکاران سطوح مختلف سازمان کمک کننده نیست. اگرچه رفته رفته بنیاز به سیستم رسمی مدیریت دانش برای دایملر آشکار شد، با اینحال تا قبل از ادغام به طور سیستماتیک درجهت اجرای این سیستم اقدامی تویط این شرکت انجام نشد.
روش های مدیریت دانش در شرکت دایملر-کرایسلر(بعد از ادغام)
در شرکت دایملر- کرایسلر دانش از دو طریق زیر در سازمان به کار گرفته و به اشتراک گذاشته میشود:
- انجمنهای خبرگی: انجمنهای خبرگی بستر تعامل غیررسمی میان متخصصان یک حوزه مشخص بود و به عنوان تکنیکی جهت خلق و به اشتراک گذاری دانش پنهان کارکنان مورد استفاده قرار میگرفت.
- گروه تبادل دانش: یک نمونه ی بسیار خوب از انجمنهای خبرگی با کارایی بالا در این شرکت انجمن ابداعی Austauschgruppe یا به عبارتی گروه تبادل دانش در شرکت بود. وظیفه گروه تبادل دانش، انتقال پیشرفتها و نوآوریهای فناوری دایملر کرایسلر به واحدهای مهندسی، تولید، فروش، وبازاریابی بود. دانش درباره تغییر علایق و سلایق مشتریان به واحد تحقیقات و فناوری به منظور انطباق و جهتدهی دوباره تلاشهای تحقیقاتی منتقل میشد.
ابزار پیاده سازی مدیریت دانش در شرکت دایملرکرایسلر
دایملرکرایسلر با هدف پیادهسازی نظام مدیریت دانش و اشتراک بهترین تجربیات و دروس آموخته از نرم افزار EBOK استفاده میکند. EBoK سیستمی مبتنی بر وب برای جمعآوری و توزیع دانش میباشد و دارای محیطی کاربر پسند، امن، انعطافپذیر و مؤثر میباشد. کاربر برای استفاده از این نرمافزار فقط به یک مرورگر اینترنت نیاز دارد و به سادگی میتواند درسآموختههای خود را در آن ثبت کرده و با بقیه به اشتراک بگذارد.
EBoK شامل چندین مجموعه کتاب دانشی است که با کلیک کردن بر روی هر یک از آیکونها، کاربر وارد سطح بعدی از جزئیات میگردد. بدین ترتیب افراد میتواند به لایههای زیرین محتویات نرمافزار دسترسی پیدا کنند در نهایت به تک تک بستههای دانشی دست یابند.
استراتژی های مدیریت دانشی که بازدهی کافی به همراه نداشتند
در کنار رویکردهای موفق پیادهسازی مدیریت دانش در دایملرکرایسلر، برخی استراتژیهای مدیریت دانش نیز با شکست مواجه شد که در ادامه به برخی موارد اشا
-
اهمیت برنامه ریزی دقیق استراتژی
بزرگترین مشکل در استراتژی مدیریت دانش تمرکز بیش از حد صرفا بر انجام پروژههاست. به این معنی که به برنامهریزی استراتژی، مذاکره و کار کردن روی ناسازگاریهای فرهنگی توجه کافی نمیشد. ارزیابی آمادگی شرکت برای استراتژی مدیریت دانش جدید و ایجاد بسترهای
-
آماده سازی کافی برای پیاده سازی استراتژی مدیریت دانش و به موقع آغاز کردن آن
تسهیل انتقال دانش بین دایملر و کرایسلر میتواند تعهد سازمانی به شرکت جدید را در بین کارکنان ایجاد کند. انتظار میرود که فرایند ادغام شرکت را به1+1>2 (خلق ارزش افزوده) برساند. بنابراین مدیریت دانش باید به عنوان مسئله اصلی در ادغام که بایستی قبل از ادغام به آن پرداخته شود در نظر گرفته شود. به دلیل اینکه دایملر کرایسلر از نظر درک و استراتژیهای مدیریت دانش در سطوح متفاوتی بودند؛ زمان زیادی برای انجام مذاکرات در زمینه مدیریت دانش مورد نیاز بود و این موضوع برنامه مدیریت دانش در این شرکت را به تاخیر انداخت.
چالش اصلی مدیریت دانش در شرکت دایملرکرایسلر
-
فرهنگ سازمانی
مشکلات فرهنگی بزرگترین تأثیر را در ادغام کسب وکار دارد. فرهنگهای کسب وکار در سازمان، شیوههای کاری، توزیع قدرت و نظام جبران خدمت در شرکتها متفاوت هستند و این موضوع بر پیاده سازی مدیریت دانش تاثیر منفی به جای میگذارد.
فرهنگ دایملر
دایملر با تکنولوژیهای جدید و استانداردهای بالاتر بهترین نوآور در صنعت اتومبیل بوده است. آنها دارای بخش مهندسی خیلی قوی هستند. دایملر تولیدات بسیار موفقی چون موتورهای دیزل ABS داشتند .مرسدس بنز به موقعیت ارزشمندی در مدت زمان کوتاهی دست یافت. این شرکت بر شایستگیها و قابلیتهای کلیدی تمرکز داشت. دیملر با ساختاری بوروکراتیک و سلسله مراتبی اراده میشد، که باعث طولانی شدن فرایند تصمیمگیری میشد.
فرهنگ کرایسلر
کرایسلر همیشه با مدیریت اثربخش و ساختار سازمانی منعطفاش شناخته شده بود. روشهای جدید طراحی خودرو و درک دقیق بازار، این شرکت را به پیشگامان ارائه مدلهای جدید تبدیل کرده بود. مؤلفه دیگر کرایسلر زمان کوتاه پیشرفت است. مدیران اجرایی این شرکت در موفقیت و سودآوری این شرکت نقش مهمی داشتند. ساختار سازمانی این شرکت بوروکراتیک نبود. سراسر کسب وکار، مدیریت هزینه سخت گیرانهای وجود دارد. به تیمهای کاری آزادی کافی و تصمیمگیری در بعضی مسائل داده شده بود.
نتایج پیاده سازی مدیریت دانش در مرسدس بنز
مرسدس بنز مسیر پر فراز و نشیبی را برای پیادهسازی مدیریت دانش طی نموده است. از موفقیت در پیادهسازی ابزارها و تکنیکهای مدیریت دانش پیش از ادغام با کرایسلر، تا رویکردها و تجربیات ناموفق مدیریت دانش پس از فرایند ادغام. اما آن چیزی که قابل توجه است،حفظ کیفیت در ارائه محصولات و خدمات مرسدس بنز است. این شرکت همواره به عنوان یکی از بهترین خودروسازان جهان شناخته شده و اقدامات نوآورانهای در تولید محصولات خود دارد. پایهای ترین اصل در مدیریت دانش مرسدس بنز خلق دانش و نوآوری است که در این راه بسیار موفق عمل کرده است.
منابع:
https://www.ukessays.com/essays/management/the-knowledge-management-in-chrysler-management-essay.php
ترجمه و تلخیص: فهیمه زمانی
ترجمه : محمد حسن عزیزی پور