مدیریت دانش در نظام اداری

مدیریت دانش در نظام اداری کشور ایران

در حاشیه یکی از کنفرانس‌های مدیریت دانش که در سال جاری برگزار شد، پروفسوربراندنر Dr.Andreas Brandner که ریاست انجمن مدیریت دانش اتریش را برعهده دارد؛ اذعان داشت که مطالعات ایشان نشان می‌دهد که پیاده‌سازی مدیریت دانش در نظام اداری کشور از بخش دولتی موفق‌تر بوده است!

جایگاه مدیریت دانش در نظام کشور

برای بیان جدی‌ترین و مهم‌ترین رویکرد در توجه به «پیاده سازی مدیریت دانش» در بخش حاکمیت کشور می‌توانیم به موارد زیر اشاره نمائیم:

1-سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری

نخستین توجه جدی به مدیریت دانش به بند (16) از سیاست‌های کلی نظام اداری ابلاغی مقام معظم رهبری به سال 1389 برمی‌گردد. در این بند به «دانش بنیان کردن نظام اداری ازطریق به‌کارگیری اصول مدیریت دانش و یکپارچه‌سازی اطلاعات، با ابتناء بر ارزش‌های اسلامی و سیاست‌های کلی علم و فناوری» تصریح شده است و لذا این مبتنی بودن به دو عنصر ارزش‌های اسلامی و سیاست‌های کلی علم و فناوری اشاره دارد که در تهیه الگو و مدل باید مدنظر قرار گیرد.

2- عدم توجه مسئولین متولی امر

در طی سال‌های 1389 لغایت 1393 (چهارسال) شاهد اقدام مؤثری از سوی متولیان برنامه‌های اصلاح نظام اداری کشور در الزام دستگاه‌های اجرایی برای بکارگیری اصول مدیریت دانش نبودیم.

3- تصویب‌نامه هیات وزیران

در سال 1393 به موجب تصویب نامه هیأت محترم وزیران (موضوع هشت برنامه نقشه اصلاح نظام اداری) در محور پنجم «فناوری‌های مدیریتی» معاونت علمی و فناوری رئیس جمهور به‌عنوان مسئول طراحی نظام مدیریت دانش در دستگاه‌های دولتی تعیین و موظف به طراحی این نظام‌نامه تا پایان سال 1395 شد که البته این مهم به سرانجام نرسید.

4- قرارگیری در برنامه پنجم توسعه

در دور دوم از برنامه جامع اصلاح نظام اداری در سال 1397 نیز بحث مدیریت دانش مجدداً در محور برنامه پنجم تحت عنوان «بهبود نظام‌ها و فناوری‌های مدیریتی» مورد تأکید قرار گرفت که این موضوع هرچند گام‌های اولیه برای تهیه و تنظیم نظام نامه را در «امور نظام‌های مدیریتی سازمان اداری و استخدامی کشور» را به خود دید، اما این نیز تاکنون محقق نگردید.

با نگاهی به سیر تطور تاریخی موضوع از سال 1389 لغایت 1398 (قریب به ده سال) به وضوح استنباط می‌نماییم که توجه به «مدیریت دانش» در بخش دولتی و نظام اداری کشور در اولویت برنامه‌ها قرار نداشته و همچنان مغفول واقع شده است.

موانع پیاده سازی مدیریت دانش

البته از سوی دیگر می‌توان اذعان نمود که این مشکل انحصار به نظام اداری و سازمان‌های دولتی ایران ندارد و اغلب کشورهای درحال‌توسعه و کمتر از آن، کشورهای توسعه‌یافته را هم شامل می‌شود. طی یک نظرسنجی جهانی که در سال 2014 که از تقریباً 400 متخصص مدیریت دانش صورت گرفت، از پاسخ‌دهندگان خواسته شد تا تعدادی از موانع را بر اساس تأثیر آن‌ها در برنامه مدیریت دانش با نمره 1 تا 8 رتبه‌بندی نمایند:

موانع متوسط میزان اثر
در اولویت قرار نگرفتن و عدم حمایت از سوی مدیران ارشد 6
مسائل فرهنگی 5.8
عدم وجود نقش ها و مسئولیت های مدیریت دانش 4.9
کمبود انگیزه های مدیریت دانش 4.7
نبود یک رویکرد مدیریت دانش تعریف شده 4.6
ایجاد انگیزه برای رفتارهای اشتباه 4.2
عدم حمایت واحدهای سازمانی مانند فناوری اطلاعات، سرمایه انسانی 4.1
فناوری ناکافی 3.8

بنابراین صرف‌نظر از فقدان یا کمبود قوانین و مقررات بالادستی در زمینه مدیریت دانش که در پیش به آن اشاره شد، پشتیبانی مدیریت ارشد هم بزرگترین توانمندساز اجرای مدیریت دانش (در صورت وجود) و هم بزرگ‌ترین مانع (درصورت عدم وجود) است.

به اعتقاد نگارنده نگاه و اتکا به قوانین و مقررات، صرفاً برای ایجاد وحدت رویه و هماهنگی و حالت هدایت‌کننده برای دستگاه‌های دولتی می‌تواند و حتی بایستی قلمداد شود و مدیران سازمان‌های دولتی نمی‌توانند به بهانه عدم دریافت الزام از سوی مراجع تصمیم‌گیر و ناظر، معطل برای پیاده‌سازی و استقرار بمانند. چه‌بسا استانداردها، مدل‌ها و متدولوژی‌ها و مبانی علمی و عملی در این راستا کم نبوده و از سوی مراکز علمی و تخصصی به مانند «گروه  مشاوره مدیریت دانش دانا» قابل ارائه به دستگاه‌های دولتی می‌باشد.

نتیجه

در پایان این مقال نکته آخرین و قابل‌توجه اینکه امروزه در سازمان‌های دنیا و به‌ویژه در کشورهای توسعه‌یافته به نقل از پروفسور «گری همل»، که یکی از معتبرترین اساتید در استراتژی‌های تحول در دهه 1990 می‌باشد، «مدیریت بینش و فرزانگی» که در لایه بالاتری از مدیریت دانش قرار می‌گیرد، در برنامه‌های تحول‌آفرینی سازمان‌های جهان امروزی موردتوجه قرار گرفته است. این در حالی است که در نگاه نظام اداری ما، مدیریت دانش هنوز نوپا و در مرحله آزمون و خطا می‌باشد.

 

نویسنده :رضا خانی؛ همکار گروه مشاوره مدیریت دانش دانا در پیاده‌سازی مدیریت دانش بخش دولتی و نهادهای حاکمیتی

 

منابع:

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + ده =