مدیریت دانش خوب چه ویژگیهای دارد؟
متخصص حوزه مدیریت دانش پائول ویفن در “هفت گام برای موفقیت مدیریت دانش”، به بررسی این موضوع که چطور دانش را به عمل تبدیل کنیم تا مزایای واقعی کسب و کار آن را کسب کنیم، پرداخته است؛ اما در رابطه با مدیریت دانش خوب باید چه اتفاقی بیفتد تا از دانش سازمان برای خلق ارزش کسب مزایای واقعی کسبوکار استفاده شود.
هنگام ارائه استراتژی و راهکارهای مدیریت دانش به یک سازمان سؤالات و موانع مشخصی وجود دارد که باید به آنها پاسخ داده شود. رایجترین مواردی که در بسیاری از سازمانها وجود داشته عبارتاند از:
- ما برای بهکارگیری درس آموختهها تلاش کردهایم، اما موفقیتآمیز نبود؛
- مدیریت دانش بسیار تئوری و مفهومی است و اجرای آن دشوار است؛
- آیا مدیریت دانش بیشتر با فناوری اطلاعات مرتبط نیست؟؛
- متقاعد کردن کارکنان و باور این حقیقت که مدیریت دانش ارزش واقعی به همراه دارد، سخت است.
اما چطور میتوانیم به این مفروضات که در سازمانها پیرامون مدیریت دانش وجود دارد پاسخ مناسب دهیم و راهکارهای مناسبی برای اثربخش بودن مدیریت دانش ارائه کنیم؟ در ادامه 3 اقدام مهم که میتواند قالب ذهنی افراد در سازمان را نسبت به مفهوم و مزایای مدیریت دانش تغییر دهد اشاره شده است. هر یک از این موارد برای اجرایی شدن نیاز به رویکردها، تکنیکها و ابزارهای مناسبی دارد که در مطالب بعدی بیشتر به آن میپردازیم.
1- دانش را یک دارایی در نظر بگیرید.
جهانی که ما در آن زندگی میکنیم، به طور افزایندهای بر پایه دانش است. جایی که دانش باید به عنوان یک دارایی و ابزار کلیدی برای افراد، سازمانها و کشورها در نظر گرفته شود. سازمانها باید با تشریح کاربردهای عملی مدیریت دانش، کارکنان را با ابزارها و تکنیکهای مدیریت دانش آشنا کنند برای سازمانی که میخواهد از دانش خود بیشترین بهره را دریافت کند، دانش باید به عنوان یک دارایی در نظر گرفته شود و آن را به شیوهای ساختاریافته مدیریت کند.
بسیاری از سازمانها برای انجام این کار اقدام به مطالعه برترینهای صنعت خود و اقدامات مدیریت دانش آنها میپردازند. بدین ترتیب مهمترین رویکردهای مورداستفاده توسط برترینها شناساییشده و نتایج و پیامدهای مثبت بهکارگیری مدیریت دانش برای آگاهسازی کارکنان سازمان مورداستفاده قرار میگیرد. این مطالعات موجب میشود تا ارزش دانش و مدیریت کردن آن برای رهبران و کارکنان سازمان تبیین شود.
2- تئوری مدیریت دانش را به واقعیت تبدیل کنید
برای داشتن مدیریت دانشی اثربخش باید آن را به نحوی سازماندهی کنید که هم به صورت تجربی و هم عملی در جریان باشد. یک چارچوب مدیریت دانش شامل نقشها، فرآیند و تکنولوژی است که توسط حاکمیت، استراتژی مدیریت دانش و استراتژی مدیریت تغییر پشتیبانی میشود.
یک چارچوب مدیریت دانش را دنبال کنید
یکی از مهمترین دلایل شکست پروژههای مدیریت دانش این است که سازمانها خود به دنبال ایجاد چارچوب مدیریت دانش مختص خود هستند و این یعنی اختراع دوباره چرخ! در دو دهه اخیر، مدلها و چارچوبهای مختلفی برای پیادهسازی مدیریت دانش ارائه شده است که در بسیاری از آنها توجه به مدل حاکمیتی مدیریت دانش، نقشها، فرایندها و ابزارهای فناوری به عنوان نقاط مشترک مطرح شده است. برای موفقیت در پیادهسازی مدیریت دانش سازمان باید یکی از این چارچوبها را به عنوان مبنای کار خود قرار داده و مبتنی بر نیازهای سازمان از آن استفاده کند. به عنوان مثال نقشهای سازمانی مدیریت دانش یک سازمان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- تیم مدیریت دانش مرکزی
- مدیران برنامه مدیریت دانش
- تسهیل گران و سفیران دانش
- کارشناسان موضوعی و خبرگان دانش
- مالکین حوزههای دانشی
و یا فرآیندهای سازمانی که در زمینه مدیریت دانش باید به آن توجه کرد ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- یادگیری تیمی
- انتقال دانش فردی
- انجمنهای اشتراکگذاری دانش
- فرآیند مشترک برای مدیریت کردن دروس شناساییشده
- کافهها و بازارهای دانشی
با در نظر گرفتن این باور و چارچوب به عنوان نقطه شروع، سازمانها میتوانند ابزارها و مهارتهای موردنیاز برای پیادهسازی مدیریت دانش خوب توسعه دهند و آن را به واقعیت تبدیل کنند.
مدیریت دانش خوب چه ویژگیهایی دارد؟
برای سنجش میزان موفقیت مدیریت دانش در سازمان روشهای متنوعی وجود دارد که متناسب با سطح بلوغ سازمان میتوان از آنها استفاده کرد؛ اما پاسخ مثبت به سه سؤال زیر میتواند بیانگر موفقیتآمیز مدیریت دانش در سازمان باشد:
- آیا رویکرد مدیریت دانش در سازمان به شکل اساسی پذیرفتهشده است؟
- آیا کسب و کار متوجه ارزش ایجادشده بهوسیله مدیریت دانش میشود؟
- آیا مدیریت دانش به عنوان بخشی از کار به صورت پیوسته و مداوم انجام میشود؟
همانطور که گفته شد ما در دنیایی زندگی میکنیم که به طور فزاینده مبتنی بر دانش است، به همین دلیل سازمانهایی که به طور فعالانه آنچه میدانند را مدیریت کرده و مدیریت دانش را بهمنظور ثبات آینده کسب و کار خود استفاده میکنند نسبت به آنهایی که این کار را انجام نمیدهند عملکرد بهتری خواهند داشت. تجربه نشان داده است که سازمانها و پروژههایی که از این موضوع غافل شدهاند با مشکلات بسیاری مواجه شدند و در مقابل سازمانهایی هستند که با جدی گرفتن این موضوع به شکوفایی رسیدهاند
نتیجه
زمانی که دانش بهتری داریم…
- تصمیمات بهتری میگیریم؛
- نوآوری بهتری داریم؛
- ریسکها و فرصتها را بسیار اثربخشتر مدیریت میکنیم؛
- محیط رضایتبخشتری را در سازمان برای کار کردن ایجاد میکنیم.