نوآوری باز و مدیریت دانش

نوآوری باز و مدیریت دانش

نوآوری باز و مدیریت دانش

نوآوری باز و مدیریت دانش

دانش؛ منبع کلیدی رقابت‌پذیری

در سالیان اخیر مدیریت دانش به عنوان یک حوزه راهبردی برای سازمان­‌ها مطرح شده است و کابردهایی در بخش­‌های مختلف سازمان همچون مديريت منابع انساني، مدیریت توليد، مديريت کيفيت، طراحي محصولات و خدمات، ارزيابي ريسک، مديريت پروژه­‌ها و غیره دارد. استقرار نظام مدیریت دانش در سازمان موجب افزایش بهره­‌وری و به‌کارگیری موثرتر سرمایه­‌های انسانی، فکری و اطلاعاتی می­‌شود، به نحوی که بسیاری معتقدند که شرکت­‌هایی که بتوانند هر چه سریعتر دانش را کسب کنند و به مرحله کاربردی برسانند در بازار موفق­تر خواهند بود.

دانش به عنوان یک عامل رقابت کلیدي در اقتصاد جهانی امروز مطرح است. مدیریت دانش چارچوب پایه کسب و کارهاي موفق شده است و سازمان‌ها در پاسخ به محیط شدیدا رقابتی در حال بررسی چگونگی سودآوري بهتر از دارایی‌هاي دانشی براي خلق ارزش هستند. شرکت‌ها با استفاده از دانش بیشتر می‌توانند سریع‌تر، ارزان‌تر و با کیفیت بالاتر از رقبایشان به نتایج مورد نظر خود برسند. سازمان‌ها برای بقا، رشد و توسعه خود باید نوآوری داشته باشند و مدیریت دانش می‌تواند نقش مهمی در نوآوری سازمانی داشته باشد.

 

نوآوری و مدیریت دانش

یکی از مهم‌ترین عواملی که مدیریت دانش را پشتیبانی می‌کند نوآوری و ایده‌های خلاقانه است. نوآوري، فرایند بکارگیري ایده‌هاي نوین ناشی از خلاقیت است که می تواند محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد. نوآوری به عنوان یک عامل حیاتی براي شرکت‌ها در راستای ایجاد ارزش و حفظ مزیت رقابتی در محیط به شدت پیچده و پویاي امروزي قلمداد می‌شود. ایکوجیرونوناکا کارشناس مشهور مدیریت دانش ژاپن می­گوید: “در اقتصادی که تنها چیز با ثبات، بی‌­ثباتی است، یک منبع مطمئن و بادوام مزیت رقابتی، دانش است.” وقتی هر روز تقاضاها تغییر می‌­کند، فناوری­‌ها توسعه می‌یابد، رقبا زیاد می‌شوند، شرکت­‌ها و سازمان­‌هایی می‌توانند موفق باشند که همواره در حال خلق دانش و به‌کارگیری آن هستند.

نوآوری باز

فرآیند نوآوری در گذشته وابسته به منابع فکری درون سازمانی و تلاش برای توسعه و تجاری سازی آن‌ها به صورت داخلی بود. اما این فرایند طی سال‌های اخیر دستخوش تغییرات جدی شده است. مفهوم نوآوری باز به شکل عملی و کاربردی از دهه 60 میلادی مورد استفاده بوده است، اما در سال 2003 بود که هنری چسبرو [1]مفهوم نوآوری باز را اولین بار بکار برد. هنوز جنبه‌­هاي مختلف ­نظري این پارادایم، در مسیر توسعه و تکامل قرار دارد.

چسبرو نوآوری باز را این‌گونه تعریف می‌کند:” نوآوری باز، استفاده هدفمند از جریان‌های ورودی و خروجی دانش به منظور شتاب بخشیدن به نوآوری درون سازمانی و گسترش بازار به جهت بهره‌مندی خارجی از نوآوری است” وی معتقد است ظهور عواملی زیر پارادایم نوآوری بسته را دچار تحولات جدی کرده است:

  • امکان انتخاب و کسب فناوری‌های استفاده نشده از بیرون سازمان؛
  • دسترسی افزایش‌یافته به همکاران بسیار توانمند برای برون‌سپاری تحقیقات؛
  • جابه‌جایی زیاد کارکنان متخصص و ماهر؛
  • گسترش سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر و افزایش اهمیت آن؛
  • افزایش کیفیت تحقیقات دانشگاهی؛
  • انتشار بیشتر دانش در سراسر جهان؛
  • تسهیل ارتباطات و افزایش همکاری‌های مجازی به واسطه فناورى اطلاعات؛
  • افزایش رقابت میان شرکت‌ها در بازار محصول؛
  • تغییر در ماهیت نوآوری‌ها

آنچه در عرصه نوآوری بیشتر در حال ظهور است، الگوی نوآوری باز است، زیرا شرکت‌ها خود به این تشخيص می‌رسند که واقعا نه همه ایده‌های خوب فقط از داخل سازمان نشئت می‌گیرد و نه این‌که تمام این ایده‌های خوبی که در داخل شرکت خلق می‌شوند، صرفا با اتكا به کانال‌های شناخته‌شده و جاری شرکت به صورتی موفقیت‌آمیز بازاریابی می‌شوند.

 

نوآوری باز و مدیریت دانش

نوآوری باز معتقد است که دانش‌های مفید بسیار گسترده و توزیع شده هستند و حتی توانمندترین واحدهای تحقیق و توسعه سازمانی نیز باید به شناسایی، ایجاد ارتباط و به کار بردن منابع دانش‌های خارجی به عنوان یک فرآیند اصلی نگاه کنند.

دانش دارایی ضروری برای افزایش نوآوری یک سازمان است. تبدیل دانش عمومی به دانش خاص در دستیابی به این هدف ضروری است. برای افزایش نوآوری، سازمان‌ها باید استفاده‌ی مؤثر و کارآمدی از دانش داشته باشد. طراحی دقیق زیرساخت‌‌های مدیریت دانش و استفاده درست از ابزارها و تکنیک‌های آن موجب می‌شود تا جریان دانش در داخل و خارج سازمان بهینه شود. تحلیل جریان دانش درونی و بیرونی منجر به شناسایی فرصت‌های بهبود سازمان شده و زمینه‌ساز خلق ایده و دانش جدید می‌شود. بسیار از سازمان‌‌های موفق علاوه بر مدیریت دانش کارکنان، رویکردهای متنوعی برای مدیریت دانش ذینفعان نیز دارند که جاری‌سازی این رویکردها موجب می‌شود تا اثربخشی نوآوری به شکل چشم‌گیری افزایش یابد. در ادامه دو نمونه موفق از نوآری باز که مبتنی بر شناسایی جریان‌های دانشی و استفاده از تکنیک‌‌های مدیریت دانش نظیر”مدیریت دانش مشتری” اجرایی شده است را با هم مرور می‌کنیم:

یونیلیور شرکت چندملیتی بریتانیایی-هلندی است، که مالک شمار زیادی از نام‌های تجاری بین‌المللی در زمینه مواد غذایی، نوشیدنی‌ها، محصولات مراقبت‌های شخصی، شوینده‌ها و لوازم آرایشی بهداشتی است. این شرکت در سال‌‌های اخیر مردم و سازمان‌های سراسر دنیا را به همکاری در حوزه نوآوری دعوت نموده است و در این راستا با پیاده‌سازی راهکارهای مدیریت دانش مشتری، علاوه بر دریافت ایده‌‌های نوآورانه از میان مشتریان خود، تعدادی از نیازهای خود را نیز با عموم به اشتراک گذاشته است. به عبارت دیگر جمع‌سپاری را نیز در بستر نوآوری باز پیاده‌سازی نموده است.

استات اویل شرکت نفت و گاز نروژی است که در بیش از 40 کشور جهان فعالیت دارد. بزرگترین سهامدار کمپانی استات اویل، دولت نروژ است. این شرکت با بهره‌گیری از پورتال دریافت ایده، تمامی ذینفعان خود را در خلق دانش جدید سهیم کرده و از این طریق بسیاری از چالش‌های کسب و کار خود را حل کرده است. با این کار مشتریان، تامین‌کنندگان، متخصصان صنعت، دانشگاه‌‌ها و مراکز علمی و غیره به عنوان بازوی نوآوری استات اویل عمل کرده و در حل مسائل سازمانی به این شرکت نفتی اروپایی کمک می‌کنند.

نوآوری باز تاکید می‌کند که نوآوری برای افراد خاص، موضوعات خاص و محل‌های خاص نیست، بلکه نوآوری را می‌توان در همه افراد در همه محل‌ها و همه موضوعات جستجو نمود. این پارادایم بر همه‌گیری و اجتماعی شدن نوآوری تاکید بسیاری دارد. ابزارها و تکنیک‌های مدیریت دانش نیز برای توسعه این رویکرد نوین تاثر بسزایی دارند و می‌توانند اثربخشی نوآوری را در سازمان افزایش دهند.

 

منابع:

Open innovation based knowledge management implementation: a mediating role of knowledge management design

https://www.emerald.com/insight/content/doi/10.1108/JKM-06-2016-0238/full/html

کتاب نوآوری باز: پارادایم نوین آفرینش و تجاری سازی فناوری

مقاله نقش سیستم مدیریت دانش و نوآوری باز در توسعه ظرفیت نوآوری

 

پانوشت

[1] Henry Chesbrough

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

17 − 5 =