مدیریت دانش و انتقال فناوری
چرا و چگونه ترکیه در صنعت نساجی پیشرفت کرد؟
«انتقال فناوری فرایندی است که جریان تکنولوژی را از یک منبع به یک گیرنده میسر میسازد. در این مورد، منبع، مالک یا دارنده دانش است؛ در حالیکه که دریافت کننده، ذینفع چنین دانشی است. منبع میتواند یک فرد، یک شرکت یا یک کشور باشد.» این جمله، تعریف انتقال فناوری است که در بسیاری از مراجع آمده است. انتقال فناوری نتیجه شکاف فناورانه بین دو طرف میباشد، که این دو طرف میتوانند دو فرد، دو شرکت، دو دانشگاه و یا دو کشور باشند.
زمانی که یک فناوری از جایی به جای دیگر منتقل میشود، آنچیزی که اهمیت بسیار زیادی دارد، اطمینان از انتقال دانش آن فناوری است که اگر به درستی انجام نشود، فرآیند انتقال فناوری ابتر خواهد ماند و دریافت کننده فناوری، به نتایج دلخواه خود که همان انتقال کامل آن فناوری به همراه دانش کاربری آن است، دست پیدا نمیکند. به همین دو مفهوم مدیریت دانش و انتقال فناوری، قرابت بسیار نزدیکی با هم دارند. در این مطلب قصد داریم تا به ارتباط این دو مفهوم و همچنین به این بپردازیم که چرا و چگونه ترکیه در صنعت نساجی پیشرفت کرد؟
انتقال فناوری؛ رویکردها و روشها
هيچ عقل سليمي نميتواند ضرورت انتقال فناوری به کشورهاي در حال توسعه را نفي کند، حتي کشورهاي پيشرفته صنعتي نيز ترجيح ميدهند و ناگزيرند که بخشي از فناوریهاي مورد نياز خود را وارد نمايند. بر اساس برخي آمارها روزانه 2000 قرارداد انتقال فناوری در جهان منعقد میگردد. اساس تقاضاي فناوري و انتقال آن در سطوح بين المللي فاصله دانشي موجود ما بين تأمينكننده و واردكننده فناوري ميباشد. شناخت عميق اين فاصله ميتواند خواستهها را در انتقال بين المللي فناوري بهتر برآورده سازد و سبب شود تا با استفاده از مديريت دانش به صورت مؤثرتري انجام گيرد و باعث كاهش در زمان و هزينههاي انتقال گردد.
تجربة کشورهاي تازه صنعتي شده نشان ميدهد که انواع مختلفي از روشهاي انتقال مورد استفاده قرار گرفته است. در برخي از کشورها مانند کره جنوبي، تايوان و هنگ کنگ از “واردات کالاهاي سرمايهاي و ماشينآلات صنعتي” بهعنوان مهمترين روش انتقال فناوری در دهة 1980 ياد ميشود. در حالي که در بسياري از کشورهاي جنوب شرقي نظير چين، مالزي، سنگاپور و تايلند، “سرمايهگذاري مستقيم خارجي”، عمده ترين روش جهت انتقال فناوری و مهارتهاي فني و مديريت به اين کشورها بوده است. به صورت کلی بالغ بر 20 روش اکتساب و انتقال فناوری به صورت رسمی و غیر رسمی وجود دارد که هر کشوری بنا به اقتضائات خاص خود از ترکیب آنها بهره میبرد.
چرا و چگونه ترکیه در صنعت نساجی پیشرفت کرد؟
یکی از مدیران کشور طی سالهای 1376 تا 1384، خاطره جالبی از همراهی با نخستوزیر وقت ترکیه اوزال در نمایشگاه بینالمللی تهران روایت میکند: «در 1980، وقتی آقای اوزال نخستوزیر وقت ترکیه شد، به دلیل اینکه مسئول کمیسیون مشترک ایران و ترکیه وزارت صنایع سنگین بود، ایشان که برای اجلاس مشترک به ایران آمدند. من با ایشان رفتم تا نمایشگاه بینالمللی را نشانشان دهم. رسیدیم به واحد ماشینسازی نساجی تبریز و من برایشان توضیح دادم که اینها در ایران ساخته میشود.
به من گفت اینها به چه درد میخورد؟ گفتم ماشین نساجی است! گفت با استانداردی که این ماشین دارد پارچهای که بیرون میآید به چه دردی میخورد؟ به کجا میتوانید آن را صادر کنید؟ بعد خود او گفت زمانی که نخستوزیر شدم دستور دادم 40 اقتصاددان را اعم از ترکیهای و غیرترکیهای که اقتصاد کشورهای جهان سوم را میشناختند، به مدت چهار ماه اقتصاد ترکیه را مطالعه کنند. آنها راهحلهایی به ما دادند مثل این که اگر میخواهیم روی صادرات کار کنیم بهتر است روی صادرات پارچه کار کنیم. به همین دلیل هم بهترین ماشینآلات نساجی سوئیسی را آوردهایم و الان در حال تولید پارچه در ترکیه هستیم.
سیاستمان هم این است که پارچه تولیدیمان را به همه خاورمیانه، شوروی و شمال آفریقا بدهیم. خب، شما میبینید که امروز همین اتفاق افتاده است. در همین ایران ببینید که چقدر پارچه و لباس ترکیهای رواج دارد! من وقتی مسکو هم رفتم، دیدم که فروشگاههای مسکو مملو از لباس های ترکیهای است.»
لزوم انتقال دانش به همراه انتقال فناوری
مديريت دانش در انتقال فناوري بينالمللـي كـاملاً پيچيـده بوده زيرا فرآيند انتقال به كشورهاي در حال توسعه با يك اقتصاد نوظهور از طريق يك كشور صنعتي كه فنـاوري مـد نظـر در آن مستقر شده است، بايستي يك فاصله يا خـلاء بـزرگ را بپوشـاند. تحقيقات علمي مشخص كرده است كه ورود فناوري لزوماً منجر به دريافت دانش فناورانه و توانمندي در پـروژههـاي انتقـال بـين المللي آن نميشود.
در بيشتر موارد انتقال فناوري مستلزم انتقال دانش مرتبط با فرآينـدهاي فيزيكـي (اجـزاء فيزيكـي بـه عنـوان مثـال قطعـات و تجهیزات) و همچنين دانش چگونگي يا مهارت پيشـرفته مـرتبط با راه اندازي و بکارگیری آنها ميباشد. با تمام ابهامات و مشکلاتی که انتقال دانش به همراه انتقال فناوری دارد، در موارد بسياري مشاهده شده است كه كشـورهاي دريافـتکننده فناوری، نه تنها اين فاصله را به خوبي پُر كردهاند بلکه پس از مدت كوتاهي توانستهاند در آن فناوري داراي خلاقيت و نوآوري شوند.
تجربه موفق صنعت نساجی ترکیه در درونیسازی دانش و فناوری
صنعت نساجی و پوشاک ترکیه مثالی خوب از این ادعاست؛ بر اساس آخرین آمار، ترکیه در سال 2018 میلادی بالغ بر 29 میلیارد دلار صادرات منسوجات اعم از پارچه و لباس داشته است. کشوری که در طی مدت 36 سال، از سال 1980 تا 2018، تولید و صادرات این صنعت را از کالاهای با ارزش افزوده کم به کالاهای تولید شده با ارزش افزوده بالا و مد روز تغییر داد.
صنعت نساجی و پوشاک ترکیه که در ابتدا صرفا با انتقال فناوری و دانش همراه آن از سایر کشورها کار خود را آغاز کرد، امروز به عنوان یکی از کشورهای دارای فناوری و دانش فنی این حوزه شناخته میشود که حتی طی سالهای پیش، صحبت انتقال دانش و فناوری این کشور در حوزه نساجی به کشور ایران مطرح بود؛ کشوری که خود مهد نساجی بوده است ولی با سیاستهای نادرست، این مزیت بزرگ خود را تا حد زیادی از دست داده است.
جزییات این توسعه هدفمند و کارآمد، در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی از توسعه صنعت نساجی ترکیه که در تیر ماه 1398 تهیه شده، آمده است و با کلیک بر روی این لینک میتوانید خلاصه آن را بخوانید.
مدیریت دانش و انتقال فناوری در ایران
چند ماه پیش در بازگشت از محل پروژه، با مشاور مدیریت فناوری سازمانی که برای آنها در حال پیادهسازی مدیریت دانش بودیم، همسفر شدم. از ایشان در مورد اقداماتشان در حوزه مدیریت فناوری سوالاتی پرسیدم که مواردی را بیان کردند؛ مواردی که برای من بسیار جالب بود. فارغ از بیان انواع روشهای رسمی و غیررسمی انتقال فناوری که در کشور انجام میشود، موضوعی که نظر من را جلب کرد این بود ایشان گفتند اکثر فعالیتهایی که تحت عنوان انتقال فناوری مخصوصا در سازمانهای دولتی انجام میشود، واقعا انتقال فناوری نیست و عملا محدود به انتقال تجهیزات است! چرا که دانش آن فناوری به همراه آن تجهیز منتقل نمیشود و اکثر سازمان های ما بهرهبردار آن فناوری هستند.
گواه این مدعا هم همین بس که با کوچکترین مشکلی که برای یک تجهیز منتقل شده از خارج پیش میآید، باید از همان کشور افراد فنی بیایند و کار سازمان را راه بیندازند! البته در این میان هستند سازمانهایی که فرآیند انتقال فناوری و از همه مهمتر انتقال دانش را به خوبی انجام دادهاند و به مرور زمان مانند صنعت نساجی ترکیه، در حوزه خودشان دارای دانش، فناوری و صادرکننده آن فناوری بدل شدهاند.
منابع:
جايگاه مديريت انتقال فناوري؛ مهديابزري و رضا كرمي؛ نشریه توسعه تكنولوژي صنعتي؛ پاييز 1389
روشهاي انتقال تکنولوژي؛ بهمن ابراهیمی حسین زاده
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی از توسعه صنعت نساجی ترکیه؛ تیر ماه 1398
چگونه ترکیه در صنعت پارچه پیشرفت کرد؟ روایت صفایی فراهانی از تدبیر اوزال برای اقتصاد ترکیه؛ وبسایت خاطرهنگاری