در سالهای اخیر سازمانها بیش از هر زمان دیگری برای حفظ عملکرد، بهبود مستمر و ایجاد مزیت رقابتی، به توانایی خود در دسترسی و بهرهگیری از دانش موجود در محیط پیرامون وابسته هستند. بخش قابل توجهی از دانش موردنیاز سازمان صرفاً در داخل آن وجود ندارد، بلکه در تجربهها، دیدگاهها، نیازها و تعاملات مشتریان، تأمینکنندگان، پیمانکاران، مشاوران، دانشگاهها، نهادهای تخصصی و سایر ذینفعان برونسازمانی شکل میگیرد و میتواند به یکی از منابع مهم یادگیری، نوآوری و توسعه سازمان تبدیل شود.
سازمانهایی که بهصورت مستمر در مسیر یادگیری از محیط پیرامون حرکت میکنند، صرفاً به دانش و تجربیات داخلی خود اکتفا نمیکنند، بلکه تلاش دارند از ظرفیتهای دانشی ذینفعان برای شناسایی مسائل، فرصتهای بهبود، راهکارهای جدید و تغییرات محیطی استفاده کنند. بسیاری از تجربیات ارزشمند در جریان اجرای پروژهها، تعامل با مشتریان، همکاری با پیمانکاران، دریافت خدمات از تأمینکنندگان و ارتباط با متخصصان و مراکز علمی شکل میگیرند و در صورت شناسایی و ثبت مناسب، میتوانند از یک تجربه یا دیدگاه بیرونی به دانش قابل استفاده برای سازمان تبدیل شوند.
یکی از مهمترین پیشنیازهای مدیریت دانش ذینفعان برونسازمانی، ایجاد سازوکارهایی برای شناسایی، دریافت، ارزیابی و بهکارگیری دانش موجود در خارج از مرزهای سازمان است. ذینفعان به دلیل ارتباط مستقیم با محصولات، خدمات، فرایندها، بازار و محیط کسبوکار، در بسیاری از موارد اطلاعات و تجربیاتی در اختیار دارند که ممکن است در داخل سازمان وجود نداشته باشد.
در این میان، مدیریت دانش ذینفعان برونسازمانی یکی از رویکردهای مهم برای توسعه ظرفیت یادگیری سازمان محسوب میشود و با ایجاد بسترهایی برای دریافت، تحلیل، اعتبارسنجی و بهکارگیری دانش ذینفعان، میتواند مرزهای یادگیری سازمان را فراتر از ساختار داخلی آن گسترش دهد..