مدیریت دانش دانا

سه‌نوع کلی دانش در جامعه

در این مطلب به بررسی سه‌نوع کلی دانش در جامعه می‌پردازیم.

محققان چگونه می‌توانند هنگام پرداختن به چالش‌های اجتماعی، تفکر خود را هم بر دانش مربوط به مشکلات و هم دانش غلبه بر این مشکلات معطوف کنند؟ مفهوم سه‌نوع کلی دانش در جامعه برای ساختار بخشیدن به اهداف پروژه، فرمول‌بندی سؤالات تحقیق و تدوین برنامه‌های عملی مفید است. این مفهوم برای اولین بار در دهه 1990 ارائه شد و به‌عنوان زیربنای اصلی تحقیقات فرارشته‌ای توسعه یافت.

مدیریت دانش دانا

دانش سیستم

دانش سیستم معمولاً به‌عنوان دانش فعلی سیستم یا وضعیت چالش تعریف می‌شود، عمدتا از جنس تحلیلی و توصیفی است. به‌عنوان‌مثال، اگر مسئله کمبود آب مطرح باشد، دانش سیستم به تولید یک درک جامع از سیستم اجتماعی _ اکولوژیکی مربوطه مانند جنبه‌های دسترس بودن آب، استفاده از آب، مدیریت آب، مسائل مربوط به عدالت و روابط متقابل آن‌ها اشاره دارد.

دانش هدف

دانش هدف، یعنی دانش در مورد آینده مطلوب و ارزش‌هایی که مشخص‌کننده مسیر هستند. این نوع دانش به مشورت بازیگران مختلف جامعه متکی است و بنای آن را ارزش‌ها و هنجارها تشکیل می‌دهد. در مثال کمبود آب، روش‌های تولید دانش هدف می‌تواند شامل داشتن چشم‌انداز مشارکتی و توسعه سناریو با طیف گسترده‌ای از ذینفعان شود.

دانش تحول

دانش تحول، در مورد حرکت در مسیر رسیدن از موقعیت کنونی به وضعیت مطلوب است. این دانش شامل استراتژی‌ها و اقدامات مشخص است. در مثال کمبود آب، تولید دانش تحول می‌تواند شامل ایجاد بستر همکاری بین کمون‌های پر آب و فقیر آب برای هماهنگی توزیع آب و همچنین ارائه اقدامات دقیق و عملی برای صرفه‌جویی در مصرف آب شود.

هر یک از دانش‌های سه‌گانه به یک اندازه برای ایجاد تغییر در جامعه مهم و به یکدیگر وابسته هستند. ممکن است یک پروژه خاص فقط روی یک یا دو نوع از دانش متمرکز باشد، اما در ذهن داشتن همه آن‌ها امری مهم است، زیرا ممکن است دانش غایب، در پروژه دیگری ایجادشده باشد.

در خصوص مفاهیم ارائه شده دو تله وجود دارد که باید مراقب آن‌ها باشید:

  • نادیده گرفتن تولید دانش هدف به این معنی است که تصور ضمنی از هدف مطلوب ممکن است کاملاً با اهداف ذینفعان مختلف مغایرت داشته باشد.
  • تولید دانش سیستم بیشتر، بدون داشتن برنامه‌ای برای استفاده از آن برای ایجاد تغییر کمکی به بهبود شرایط نخواهد کرد.

ارتباط با حقایق، ارزش‌ها و اختیارات

مفهوم دانش سه‌گانه را می‌توان در مثلثی که با واقعیت‌ها، ارزش‌ها و اختیار محدودشده است، گنجاند. حقایق با دانش سیستم، ارزش‌ها با دانش هدف و اختیار – توانایی عمل به‌روش هدفمند – با دانش تحول، ارتباط قوی‌ای دارد. به‌طور کلی سه سؤال در راستا عملیاتی کردن این رابطه سودمند است؛

  • دانش سیستم به سؤال «چیست؟» پاسخ می‌دهد.
  • دانش هدف به سؤال «چه چیزی باید باشد؟”» را پاسخ می‌دهد.
  • دانش تحول «چگونگی انجام کار را» تعیین می‌کند.

 

مدیریت دانش

سه حوزه تأثیرگذار؛ علم، سیاست و ممارست

ارکان اشاره شده در بالا را می‌توان به حوزه‌های تأثیرگذار مرتبط دانست، جایی که بازیگران مختلف جامعه از مشروعیت بالاتری برخوردار هستند.

  • حقایق به حوزه علم تعلق دارند که دانشمندان معتبرترین بازیگران آن هستند.
  • ارزش‌ها و هنجارها به‌طورکلی در حوزه بازیگران سیاسی است، این امر به مشروعیت آن‌ها در بحث‌های عمومی و دولتی، بستگی دارد.
  • اختیارات به حوزه ممارست مرتبط است، مشروعیت آن با متخصصانی است که می‌دانند چگونه کارها انجام می‌شود.

برای ایجاد تغییر جامعه، این سه حوزه، با بازیگران مشروع و ویژگی‌های خود، یک دلیل منطقی برای اهمیت کار با ذینفعان در هر سه حوزه هنگام تولید دانش را ارائه می‌دهند.

به طور کلی انواع دانش باهم همپوشانی دارند و به یکدیگر وابسته‌اند. علاوه بر این، حوزه‌های تأثیر بازیگران مختلف جامعه نیز مستقل نیستند. به‌عنوان‌مثال، بازیگران حوزه‌های سیاسی و ممارست نیز صاحب بخش مهمی از دانش سیستم هستند. بعضی از دانشمندان، به‌عنوان‌مثال، اخلاق‌گرایان، صریحاً روی ارزش‌ها کار می‌کنند، درحالی‌که دیگران، به‌عنوان‌مثال مهندسان، روی دانش تحول کار می‌کنند.

 

مدیریت دانش

سرانجام، هر سؤال پژوهشی یک تصمیم اصولی در مورد تمرکز بر روی موضوعی به‌حساب می‌آید. در این راستا، تحقیقات فرا رشته‌ای را می‌توان به‌عنوان کار کردن و ایجاد فضاها در تقاطع هر سه حوزه در نظر گرفت.

منبع:

Three types of knowledge, realkm.com, 17 FEBRUARY 2021 IN ABCS OF KM, FEATURED STORIES

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − دوازده =