اهمیت تعامل عاطفی در مدیریت دانش

در این مطلب به بررسی اهمیت تعامل عاطفی در مدیریت دانش می‌پردازیم.

اهمیت تعامل عاطفی در مدیریت دانش

شما چگونه افراد را تحت ­الشعاع و تحت‌تاثیر مدیریت دانش قرار می‌دهید، به ویژه افرادی که تازه وارد این حوزه شده‌­اند؟ چگونه مدیریت تغییر موثر که منجر به مدیریت موثر دانش می‌شود نیازمند احساسات و درگیری قلب و ذهن ‌کارکنان است؟ پول ویفن، مشاور با تجربه مدیریت دانش در ادامه این مطلب به این موضوع پرداخته است.

سازمان­‌ها پیوسته در حال تجربه­‌ی تغییر هستند. این تغییر ممکن است از طریق پیاده‌­سازی فناوری جدید، به‌­روزرسانی فرآیندها، اجرای پیشنهادهای جدید، سازماندهی مجدد یا بهبود خدمات مشتریان ایجاد شود. تغییر همیشه هست و برای رشد و سودآوری ضرورت دارد. فرآیند مدیریت تغییر به کارکنان و سازمان‌­ها کمک می­‌کند که تاثیرات ناخواسته این تغییرات را به حداقل برسانند.

کار و فعالیت­‌های فنی و مهندسی فاقد جنبه­‌های عاطفی است. در این حرفه ، اوضاع اغلب سیاه و سفید به نظر می‌­رسد و بنابراین ، آگاهی عاطفی بسیار کم اهمیت­ احساس شود؛ اما استثنا این مساله زمانی بود که از من خواسته شد تا بر کار یک پیمانکار فرانسوی در پاریس نظارت داشته باشم تا به آنها در اتخاذ برخی از فرآیندهای جدید مهندسی کمک کنم.

حدود 23 سال پیش، زمانی که در حیطه مدیریت دانش مشغول به کار شدم، مفهوم مدیریت تغییر برایم شکل جدیدی پیدا کرد. فضای مدیریت دانش ، بیش از هر چیز ،و مهم‌­تر از هر چیز (مشروط بر اینکه آن را به طور کامل و استراتژیک انجام دهید) یک ابتکار تغییر فرهنگ است و من به سرعت به این مهم دست یافتم که نتایج کسب­ وکار همیشه وابسته به واقعیت­ها و ارقام نیست. در واقعیت، بسیاری از عملکردهای کسب­وکار مبتنی بر این است که افراد را با الهام از آن­ها و برآورده کردن آن­ها در نقطه نیازشان به یکدیگر متصل کنیم. در ادامه  چند درس‌آموخته اصلی که در روش تغییر مدیریت دانش آموخته­‌ام را  با شما به اشتراک می‌گذارم:

  • مدیریت دانش باید به عنوان یک چشم ­انداز روشن و قانع کننده که معتبر، عملی و قابل دستیابی باشد، نشان داده شود. بعد از آزمون و خطای بسیار، راهی برای برقراری ارتباط با کارکنان بخش‌­های فنی با مدیریت دانش پیدا کردم. مسائلی که مطرح کردن آن در جلسات رسمی بلند مدت و معمولا پرچالش انجام می­‌شد؛ با استفاده از فلیپ ­چارت و بحث­ و گفت­وگوهای پرانرژی به راحتی قابل انتقال است! حتی در محیط­‌های فنی نیز به نظر می‌­رسد که این فرآیند تعاملی آموزش افراد در مورد مدیریت دانش و درگیر کردن آن­ها در روال آن، افراد را از نظر عاطفی درگیر کرده و همچنین منطقی و الهام‌­بخش است.
  • پایلوت مدیریت دانش باید در دو سطح استراتژیک و تاکتیکی اتفاق بیفتد و لازم است پایلوت­‌ها با دقت انتخاب شوند. با توجه به شرایط پرتحول و پیچیده فعلی سازمان‌­ها، کسب مزیت رقابتی تنها شاخصی است که برتری سازمان‌­ها را نسبت به یکدیگر نشان می‌­دهد و بقای آنها را تضمین می‌­کند. امروزه، این دانش است که می­‌تواند موجب مزیت رقابتی پایدار برای سازمان­‌ها شود. تحقق این امر، مستلزم تدوین استراتژی­‌های مشخص و دقیق برای مدیریت دانش در سازمان است. سازمان‌­ها باید ارتباط میان دانش و استراتژی را از طریق برنامه‌­ریزی استراتژیک مدیریت دانش مشخص نمایند.

پایلوت استراتژیک معمولاً به معنای تنظیم و اجرای یک برنامه مدیریت دانش برای یک پروژه و یا یک فرایند است، که توسط یکی از مدیران سازمان هدایت و رهبری می‌شود. پایلوت تاکتیکی به معنای انتخاب تکنکی مناسب برای اجرای مدیریت دانش است.

  • آموزش مدیریت دانش نیازمند دوره­‌های آموزشی الهام‌­بخش، پرانرژی و تعاملی است. دوره‌­های آموزش مدیریت دانش به ارتباطات دو طرفه متکی است. شرکت­ کنندگان اغلب می‌­توانند بر نحوه شکل‌­گیری و پیاده‌­سازی مدیریت دانش از طریق به اشتراک ­گذاشتن داستان­‌ها و تجربیات خود تأثیر بگذارند که این یک شیوه عالی برای انتقال ایده به دیگران است.

داستان­سرایی یک استراتژی کاربردی برای کسب و کارها است که می‌­تواند به انگیزه‌­بخشی، الهام­‌دهی و به حرکت وا داشتن شرکت کنندگان منجر شود. بنابراین، این جلسات دوره‌­های آموزشی “سبک سخنرانی” معمولی نیستند؛ بلکه هدف از برگزاری آن­ها این است که شرکت­ کنندگان در مورد تجربیات و دانش خود و با هم بحث و تبادل نظر کنند، به این ترتیب همه می‌­آموزند و یاد می‌گیرند.

ارتباطات رشته طلایی میان مدیریت دانش و مدیریت تغییر است که در سراسر مراحل پیاده‌­سازی و برنامه­‌ریزی آن­ها وجود دارد. شناسایی، برنامه‌­ریزی، شروع به کار و اجرای موفق مدیریت دانش، وابسته به ارتباطات است. واقعیات روانشناختی و جامعه شناختی به طور ذاتی در فرهنگ گروه‌­های داخل سازمانی وجود دارد و  سازمان شامل مجموعه افراد با مهارت­ها، دانش و تجربیات متفاوت می­باشد. اما این افراد از دستورات، فرهنگ و آداب رسوم مورد نیاز شرکت پیروی می­کنند. فراهم‌­آوری ارتباطات باز، شفاف و مشخص در طول فرآیندها، یک عنصر حیاتی در تمام روش‌­های مدیریت تغییر است. ارتباطات دوطرفه و شفاف باعث بیان مشکلات و سرخوردگی­‌ها، تحسین عملکردها، یکپارچه‌­سازی و تغییر فرآیندهایی که درست عمل نمی­‌کنند، می­‌شود.

 

  • به موازات اجرای مدیریت دانش، باید یک استراتژی ارتباطی بسیار مؤثر وجود داشته باشد. استراتژی ارتباطی شما باید سهامداران اصلی سازمان، ذی­نفعان و نیز جمعیت گسترده‌تر کارکنان را مورد هدف قرار دهد. این عنصر در مورد برقراری ارتباط با افراد به گونه­‌ای است که آن‌ها را جذب کرده و در مسائل موجود کنجکاو کند. بر این اساس کارکنان ارشد باید بتوانند انتظارات مدیریت دانش را تعیین کنند و همچنین با شرکت­ کنندگان در مورد کارهایی که مدیریت دانش برای آنها انجام داده و مزایایی که برایشان رقم زده ­است صحبت کنند .

ذی­نفعان مختلفی در سازمان وجود دارند شامل، مدیران رده بالا که مسئولیت هدایت سازمان و سازمان­دهی منابع مالی را بر عهده دارند، پشتیبان  فرآیندها، موسسان و سهام­داران مستقیم. هرکدام از این افراد انتظارات و تجربیات متفاوتی دارند. در نتیجه کسب حمایت همه این ذی­نفعان جهت موفقیت تغییرات ضروری است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − ده =