مزیت‌های پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان

مزیت‌های پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان

دنهام گري، در يك گردهمايي مديريت دانش، عمده‌ترین مزیت‌های پیاده‌سازی مديريت دانش را این‌گونه موردبحث قرار می‌دهد: مديريت دانش دیدگاه‌ها، رهیافت‌ها و بصيرت قرار دادن سرمایه‌گذاری‌های مناسب در داده و اطلاعات را در بهترين موارد استفاده كه بيشترين نياز به آن می‌رود فراهم می‌آورد. مديريت دانش، تصميمات كجايي، چگونگي و زمان ساخت، ايجاد، انباشت و علت دانش جديد را هدايت می‌کند. اجازه مي-دهد كه سازمان علت سرمایه‌های كليدي خود ازجمله آموزش، كارآموزي و تجربه ضمن خدمت را كه اغلب بيشترين هزينه را در بسیاری از شرکت‌ها در بردارد توضيح دهد. اين هزينه بندرت به کمیت درمی‌آید يا دنبال می‌شود. هیچ‌گونه پاسخي براي این‌گونه هزینه‌ها وجود ندارد. بدون توجه كانوني فعّال و به‌هنگام‌سازی، دانش ارزش خود را از دست می‌دهد. مدیریت دانش مزاياي شايان اهميتي دربردارد؛ متأسفانه، استناد به آن‌ها يا به کمیت درآوردن مستقيم آن‌ها مايه ناكامي و مشكل است. ارزش يك ايده نوآور چيست؟ اصل و منشأ ايده چگونه تعيين می‌شود؟ مزاياي يافتن راه‌حل زودتر يك مشكل خاص نسبت به راه‌حل ديرتر آن چيست؟

دست‌اندرکاران مديريت دانش، مزاياي بسياري را براي مديريت دانش بيان کرده‌اند. ازجمله تسريع فرايندهاي تجارت و كار، كسب مزيت رقابتي پايدار از طريق نوآوري، شناسايي و سازگاري با تغییرات، تداوم (در اختيار گرفتن دانش، بخصوص دانش ضمني كاركنان و در دسترس قرار دادن آن براي كاركنان)، حفظ و رشد دارایی‌های فكري. جدول زير، برخي ديگر از مزاياي مديريت دانش را نشان می‌دهد.

دنهام گري، هشت نمونه از مزیت‌های پیاده‌سازی مديريت دانش را چنين شناسايي می‌کند:

  1. 1. جلوگيري از افت دانش. سازمان را قادر می‌سازد تا تخصص فني حياتي خود را حفظ كرده، افت دانش حياتي كه از بازنشستگي، کوچک‌سازی، يا اخراج كاركنان و تغييرات ساخت حافظه انساني ناشي می‌شود جلوگيري كند.
  2. بهبود تصمیم‌گیری. نوع و كيفيت دانش موردنیاز را براي تصمیم‌گیری‌های اثربخش شناسايي می‌کند و دسترسي به آن دانش را تسهيل می‌بخشد. درنتیجه، تصميمات سریع‌تر و بهتري می‌تواند در سطوح پایین‌تر سازماني صورت گيرد.
  3. انعطاف‌پذیری و انطباق‌پذیری. به كاركنان اجازه می‌دهد درك بهتري از كار خود به عمل‌آورده، راه حل-هاي نوآور مطرح كنند، با سرپرستي مستقيم كمتر كار كنند و كمتر نياز به مداخلات داشته باشند. درنتیجه، كاركنان می‌توانند در موقعیت‌های چندوظیفه‌ای فعال باشند و سازمان می‌تواند روحيه كاركنان را بالا ببرد.
  4. مزيت رقابتي. سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا كاملاً مشتريان، دیدگاه‌ها و بازار و رقابت را درك كرده، بتوانند شکاف‌ها و فرصت‌های رقابتي را شناسايي كنند.
  5. توسعه دارايي. توانايي سازمان را در سرمایه‌گذاری در حفاظت قانوني براي مالكيت معنوي بهبود می‌بخشد.
  6. افزايش محصول. به سازمان اجازه می‌دهد كه دانش را در خدمت فراورده‌ها بکار گیرد. درنتیجه، ارزش محصول با نسبت مستقيم ميزان و كيفيت دانش در محصول افزايش پيدا می‌کند.
  7. مديريت مشتري. سازمان را قادر می‌سازد تا توجه كانوني و خدمت به مشتري را افزايش دهد. دانش مشتري باعث سرعت پاسخ به سؤالات، توصیه‌ها و شکایت‌های مشتري می‌شود. اين امر همچنين تضمین‌کننده سازگاري و كيفيت بهتر خدمات به مشتريان می‌گردد. راه‌حل مشكلات عادي به‌سادگی قابل‌دسترسی است.
  8. به‌کارگیری سرمایه‌گذاری‌ها در بخش سرمايه انساني. ازطريق توانايي بخشيدن به سهيم شدن درس‌های يادگرفته شده، فرايندهاي اسناد و بررسي و حل استثنائات و در اختيار گرفتن و انتقال دانش ضمني، سازمان‌ها می‌توانند به بهترين وجهي در استخدام و كارآموزي كاركنان سرمایه‌گذاری كنند.

مزیت‌های پیاده‌سازی مديريت دانش  از سطح فني گرفته تا سطح استراتژيك، بر فرهنگ و بهره-وري كل سازمان مؤثر خواهد بود. از ديگر مزاياي مديريت دانش، می‌توان به بهبود پاسخ رقابتي، جلوگيري از هزینه‌ها و هدر رفتن سرمایه‌های ذهني، جهت‌گیری استراتژيك و تحقق نياز جهانی‌شدن، اثربخشي شغلي و سازماني اشاره كرد.

  • بهبود پاسخ رقابتي. توانمند ساختن سازمان‌ها براي پاسخگويي به تغييرات بازار و زمان سريع ارائه محصولات جديد به بازار.
  • جلوگيري از هزینه‌ها و هدر رفتن سرمایه‌های ذهني. جذب دانش ضمني اين اجازه را به سازمان می‌دهد تا آن دانش را بكار ببرد تا فرايندها را براي كاربردهاي آتي حفظ كند و هزینه‌های آموزش مجدد كاركنان و ايجاد مجدد متخصصان درزمينه دانشي كه از بين رفته است را از ميان بردارد.
  • تحقق نياز براي جهاني شدن. عملیات‌هایی كه ازنظر جغرافيايي پراکنده‌اند، چالش‌های خاصي را درزمینه فرهنگي و مديريت دانش می‌طلبد. سازمان‌هایی كه داراي فرهنگ اثربخشي درزمینهٔ مديريت دانش هستند، می‌توانند به روحيه آن‌ها و ما خاتمه داده و منابع پراكنده را حداكثر كنند.
  • اثربخشي شغلي. به‌کارگیری يك زيرساخت مديريت دانش، محدودیت‌های سنتي را از بين برده و تسهيم دانش را در ميان كاركنان افزايش داده و درنتیجه اثربخشي شغلي را افزايش می‌دهد.
  • اثربخشي سازمان. ابزارها، الگوها و بهترين كاربردهاي مديريت دانش كه با فرهنگ تسهيم دانش همراه است، يك محيط همكاري شكل داده و اثربخشي سازمان را افزايش می‌دهد.
  • جهت استراتژيك. استفاده از فرهنگ تسهيم دانش، خلاقيت و نوآوري را ارتقاء داده و درنتيجه بر جهت استراتژيك تأثیر می‌گذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 16 =