شکست پروژه‌ها

نقاط اهرمی شکست پروژه‌ها چیست؟

دز این مطلب به بررسی نقاط اهرمی شکست پروژه‌ها چیست؟ می‌پردازیم.

درس آموخته‌ای از شکست پروژه‌ها شهری

 

همانطور که می‌دانید به صورت معمول ارکان پروژه‌های شهری مانند ساخت بزرگراه، پل و یا تونل، کارفرما پیمانکار و مشاور هستند. یکی از موضوعاتی که در هنگام اجرای طرح‌های «مدیریت دانش پروژه» با آن برخورد می‌کنیم، نارضایتی مشاور یا کارشناسان فنی پروژه از نحوه اجرای کار و پیشبرد اقدامات پروژه است. در این مطلب قصد دارم تا درس آموخته‌ای از زبان یک مشاور در یکی از پروژه‌های شهری تهران بیان کنم؛ موضوعی بسیار مهم در مدیریت بهینه پروژه که بایستی به عنوان یک درس آموخته کلیدی در کلیه پروژه‌ها به آن توجه شود.

کو گوش شنوا!؟

در یکی از طرح‌های “مدیریت دانش پروژه” که در گروه مشاوره مدیریت دانش دانا در حال اجرای آن هستیم، در جلسه اولیه که با حضور کارفرما و مشاور پروژه برگزار شد، یکی از مشاورها، موضوع مهمی را بیان کرد. موضوع از این قرار بود که برای بازدید میدانی از پروژه به منظور احاطه بر ابعاد اجرایی کار، با ایشان همراه شدیم. ایشان که فردی کارکشته و با تجربه در زمینه اجرای پروژه‌های شهری خصوصاً بزرگراه بودند، از ابتدای مسیر تا انتهای مسیر را با حوصله و تفسیر برای ما تشریح کردند.

دغدغه ایشان نسبت به اجرای درست و صحیح پروژه و علی‌الخصوص انصاف کاری ایشان به شدت برای من جالب بود. در خلال بازدید ایشان مواردی را مطرح می‌کردند با این مضمون که در فلان بخش از پروژه که دچار تاخیر شدیم و هزینه زیادی هم انجام دادیم، قبلش ما این موضوع را بیان کردیم ولی کو گوش شنوا؟!

موضوعاتی از این دست را در حین بازدید چندین بار مطرح کردند و من به شوخی به ایشان گفتم که: «خب کلیه موضوعات اساسی رو ظاهراً شما قبل از اینکه به یک درس‌آموخته هزینه‌زا و چالشی تبدیل بشه که به دوستان اشاره کرده بودید، ولی چرا انجام ندادند؟!» ایشان هم لبخندی زد و گفت که چه عرض کنم؟!

35 میلیارد تومان هزینه؛ بدون اثربخشی!

به عنوان مثال، پروژه‌ای که در حال صحبت از آن هستیم، دارای دو جبهه کاری بود، مشاور اصرار داشت که جبهه کاری اول را نهایی کنند و این نهایی کردن مستلزم رفع یک پلاک معارض بود. برآورد هزینه‌ای برای رفع بخشی از معارض جبهه اول مشخص شده بود، مبلغی حدود ۳۵ میلیارد تومان بود ولی به جای اینکه این هزینه در جبهه اول انجام شود به دلایل مختلف به جبهه دوم پروژه تخصیص داده شد و باعث شد که جبهه دوم اصطلاحا فقط زخمی شود و جبهۀ اول هم ناتمام باقی بماند! یعنی بدون اثربخشی!

مباحثی از این دست را در بسیاری از پروژه‌های مشابه مشاهده کرده ایم. خطا‌های تکراری و مباحثی که به دید یک ناظر بیرونی بسیار روشن و شفاف است ولی توسط پیمانکار و یا کارفرما و یا حدس و مشاور اجرا نمی‌شود!

این موضوع رو از ایشان سوال کردم که واقعاً موضوعاتی که شما بیان می‌کنید، در عین اینکه فنی و پیچیده است، بسیار شفاف و مبرهن نیز است! واقعا چرا در اجرای این مباحث مشخص و معلوم، ارکان پروژه دچار خطا می‌شوند؟

نقاط اهرمی شکست پروژه‌ها کدامند!؟

موضوعی در حوزه مدیریت مطرح است، تحت عنوان نقاط اهرمی؛ بدین معنا که اگر ما این نقاط کلیدی را بشناسیم، بسیاری از مباحث حاشیه‌ای خود به خود حل می‌شوند. در موضوع مذکور به نظر بنده نقطه اهرمی موضوعاتی هستند که توسط برخی از ارکان پروژه تصمیم‌گیری می‌شود به عبارتی همان تصمیمات راهبردی و کلان؛ تصمیماتی که ممکن است تنها توسط یک گروه کوچک گرفته شود ولی بر کارایی و اثربخشی کل پروژه تاثیر بسزایی دارد.

به عنوان مثال زمانی که مدیر یک پروژه، ارکان پروژه را ملزم می‌کند که تا تاریخ معینی این پروژه باید تمام شود و هیچ کدام از مشخصات فنی پروژه را در نظر نمی‌گیرد، طبیعتا این پروژه با مشکل مواجه می‌شود و در آینده نیز این مشکلات همچنان باقی خواهند ماند.

باید این تاریخ، افتتاح بشه!

در این زمینه بد نیست خاطره دیگری را نیز بازگو کنم. در یکی از پروژه‌های گروه مشاوره مدیریت دانش دانا در زمینه مستندسازی تجارب خبرگان، خبره‌ای که در خدمت ایشان بودیم، تعریف می‌کرد که در یکی از نقاط صعب‌العبور و برف‌گیر مناطق شمال غربی کشور، ملزم شده بودند که پروژه‌ای را در زمینه گازرسانی به سرانجام برسانند. ایشان می‌گفت که در جلسه هماهنگی به این موضوع اشاره کرده بود که در این هوای سرد انجام برخی از اقدامات پروژه، توجیه فنی ندارد، ولی مدیر آن پروژه تنها چیزی که می‌دانست این بود که این پروژه در تاریخ معین بایستی افتتاح شود! سرانجام نیز طوری شد که آن پروژه دچار حادثه شد و با مشکلات عدیده، پروژه را افتتاح کردند!

البته این موضوعی نیست که به راحتی مرتفع شود ولی ای کاش تصمیم‌گیران کلان به این موضوع فکر کنند و به نظرات کارشناسانه مشاوران فنی پیرامون نحوه پیشبرد اقدامات پروژه توجه ویژه کنند و فقط موضوعات رو با عینک مباحث مدیریتی سیاسی و کلان و ننگرند!

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − هشت =