نقش داستانسرایی در “عصر مفهوم” چیست؟
امروزه در حال گذار از عصر اطلاعات به عصر مفهومپردازی هستیم و برای اینکه در این دوره جدید موفق باشیم باید ذهن و ذهنیت جدیدی را برای خود خلق کنیم. با توجه به تغییراتی که در جهان اطراف روی داده است، باید بتوانیم از تفکرات قدیمی عصر اطلاعات، که بر پایهی تحلیلهای منطقی، ریاضی و شبه کامپیوتری بنا شده است عبور کرده و برای دنیای امروز بیندیشیم و زندگی کنیم. دنیایی که در آن، طراحی و همدلی، مهمتر، اثربخشتر و سودبخشتر از جمع و تفریق و محاسبات ریاضی و مهندسی است. یکی از مهمترین توانمدی هایی که در عضر جدید باید آن را کسب کنیم؛ داستانسرایی است. در این نوشتار قصد دارم تا در مورد نقش داستانسرایی در هماهنگی بهتر با عصر جدید، مواردی را بیان کنم.
داستانسرایی؛ مهارتی کلیدی در عصر مفهوم
شش توانمندی جدیدی که باید در عصر مفهوم کسب کنیم عبارتند از طراحی، داستانسرایی، هماهنگی، همدردی، سرگرمی و معنا. این مهارتها انسان را قادر میسازد از تفکرات قدیمی که بر پایه تحلیلهای منطقی و شبه کامپیوتری بوده عبور کرده و برای دنیای امروز بیندیشد. در طول تاریخ، داستانگویی بخش جدایی ناپذیر از زندگی بشر بوده است. ما داستانها را بخاطر جذابیت و حس همزادپنداری، بیشتر از جملات صرفا علمی در ذهنمان ثبت کرده و به یاد میآوریم. علاقه انسانها به اینکه به هر اتفاق و رویداد اطرافشان معنا دهند، بسیار زیاد است و داستانسرایی ابزاری است که این کار را ممکن می سازد.
نگاه داستانوار به زندگی، برای ما معنا و مفهوم را ایجاد میکند. انسان برای هر چیزی یک مبدا و مقصد در نظر گرفته و این موضوع همان چیزی است که داستانسرایی به آن می پردازد. در عصر اطلاعات، دانش علمی اهمیت فراوانی داشت. همچنین دانستن بیشتر، مزیت رقابتی برای انسانها محسوب میشد. اما امروزه با حرکت به سمت عصر مفهوم، اطلاعات و دانش علمی به صورت یکسان از طریق وب در دسترس همه قرار دارد، بنابراین دانستن بیشتر، مزیت رقابتی خود را از دست داده است.
داستانسرایی؛ ابزاری اثربخش در سازمان
در این دوره استعداد داستانسرایی مهم تلقی میشود؛ قابلیتی که بر اساس آن، فرد میتواند حقایق علمی را در یک چارچوب مشخص و در قالب داستان، به مخاطبان انتقال دهد. در حقیقت در کسب وکارهای مختلف مثل تبلیغات و مشاوره، توانایی داستانگویی، امری حیاتی برای موفقیت محسوب میشود. شاید در نگاه اول ارتباط عنصر داستانسرایی با بعضی از حرفهها و صنعتها بیربط باشد. اما توجه داشته باشید که در عصر مفهوم، فعالین حوزه خدمات و تولید، نیاز دارند که توانایی درک و روایت داستان را برای ارتباط بهتر با مخاطب در خود تقویت کنند.
داستانسرایی در حوزه پزشکی
برای مثال در علم پزشکی که جزء حوزه خدمات محسوب میشود، توانایی روایت داستان اهمیت چشمگیری پیدا کرده است. امروزه دانشکدههای پزشکی به دانشجویان، شرکت در کلاسهای علوم انسانی را پیشنهاد میکنند تا نسبت به داستانهایی که بیماران تعریف میکنند، همدردی بیشتری داشته باشند.
داستانسرایی در حوزه تولید
داستانسرایی در حوزه تولید هم تبدیل به ابزاری کاربردی شده است. شرکتهای تولیدی با استفاده از داستانسرایی، محصولاتشان را به بازار عرضه کرده و در بازار پر رقابت امروز، خود را متمایز جلوه میدهند. زیرا آنان به خوبی میدانند مردم از دریچه داستان به زندگی نگاه میکنند و با چنین شرکتهایی ارتباط بیشتری برقرار میکنند.
داستانسرایی در حوزه فروش و بازاریابی؛ تجربه تویوتا
تکنیک داستانسرایی در زمینه توسعه فروش و بازاریابی سازمانها نیز موثر است. به عنوان مثال کسی که میگوید تویوتا خودرویی است که به کیفیت توجه دارد، شاید نتواند برای من و شما، شاخصهای دقیق اندازه گیری و سنجش کیفیت را توضیح دهد؛ اما آنقدر داستان در ذهن دارد که کیفیت تویوتا را تایید کند. ما از داستانهای داخل کارخانه تویوتا و رویدادهای خیابانهای اطراف آن، کم نشنیدهایم. امروز، داستان است که میفروشد؛ نه به معنای اینکه استدلال و پشتوانه منطقی لازم نیست، بلکه به معنای اینکه، استدلال، کافی نیست.
داستانسرایی و مدیریت دانش؛ تجربه زیراکس
به داستانسرایی به عنوان یکی از ابزارها و تکنیکهای مدیریت دانش، پیشتر مفصل اشاره کردیم و مثالهای متعدد زدیم. داستانسرایی به این صورت است که سازمانها داستان کارمندان خود را جمع آوری میکنند. با این کار داستانهایی با مفاهیم انسانی مرتبط به هم را جمع آوری کرده و آن را در اختیار دیگران قرار میدهند. برای مثال شرکت زیراکس[1] برای آموزش تکنسینها، به جای تمرکز بر روی دستورالعملهای صرفا علمی و تئوری، داستان تکنسینهای قبلی شرکت در مورد تعمیر ماشینها را در اختیار آنها قرار میدهد، تا کارمندان نکات آموزشی را از آن یاد بگیرند.
منابع:
خلاصه کتاب ذهن کامل نو یا ذهن کاملاً جدید اثر دنیل پینک
خلاصه کتاب ذهن کامل نو اثر دنیل پینک
پانوشت:
[1] Xerox