ناهشیاری سازگار و مدیریت دانش!
نقش خطاهای تصمیمگیری در مدیریت دروسآموخته
بخشی از مغز ما که بسیار سریع نتیجهگیری میکند، “ناهشیاری سازگار” نامیده میشود و مطالعه این نوع تصمیمگیری یکی از مهمترین زمینههای جدید روانشناسی است. ناهشیاری سازگار اشاره به کامپیوتر قدرتمندی دارد که به سرعت اطلاعات فراوانی را که به آنها نیاز داریم، پردازش میکند، مثل زمانی که به خیابان قدم میگذاریم و ناگهان متوجه میشویم کامیونی به سمت ما در حرکت است، فرصتی نداریم که به گزینههای مختلف فکر کنیم و فقط باید عمل کنیم. البته در مواقعی غریزه و شم ممکن است به ما خیانت کند و یا به عبارتی جایزالخطا است. در این نوشتار قصد دارم تا از ارتباط ناهشیاری سازگار و مدیریت دانش و نقش خطاهای تصمیمگیری در مدیریت دروسآموخته ، مواردی را بیان کنم.
دو سیستم تصمیمگیری ذهن انسان؛ سیستم یک و سیستم دو
یکی از نظریات معروف و پذیرفتهشده در مورد نحوه تفکر و تصمیم گیری ما انسانها که در چند سال اخیر مطرح شده، نظریه سیستم یک و سیستم دو هست که توسط دنیل کانمن برنده جایزه نوبل در کتاب «تفکر، سریع و کند» معرفی شده است. بر اساس این نظریه، دو سیستم فکری موازی در ذهن ما وجود دارد که همزمان میتوانند کار تفکر و تصمیم گیری را انجام دهند که به آن سیستم یک و سیستم دو می گویند. سیستم یک به صورت خودکار و سریع، بدون نیاز به تلاش زیاد یا کنترل خودخواسته عمل میکند و پیوسته فعال است. سیستم دو به فعالیتهای ذهنی نیازمند تلاش، مانند محاسبات پیچیده معطوف میشود.
قضاوتهای فوری ما و اولین تاثیری که روی ما گذاشته میشود، همان سیستم یک است که قابل آموختن و مهار کردن است. ذهن انسان با واگذار کردن بخش قابل ملاحظهای از اندیشه به ذهن ناهشیار، به کاراترین شکل ممکن عمل میکند. ناهشیاری سازگار به شیوهای عالی بر جهان اشراف دارد، اشخاص را از خطر آگاه میسازد، هدفگذاری میکند، و به روشی پیچیده و موثر اقداماتی را پیش روی ما قرار میدهد.
خطای سیستم یک و زنان ویولون نواز!
سالها گمان میشد که خانمها نوازندگان چیره دست و خوبی در نواختن ساز ویولون نیستند و زمانی که گروههای موسیقی در حال جذب نوازندگان ویولن بودد، چنانچه یک نوازنده خانم، متقاضی حضور در گروه بود، مدیران گروه، بدون اینکه به هنر و مهارت این فرد گوش کنند، بلافاصله وی را رد میکردند! سالها گذشت تا گروههای موسیقی تصمیم گرفتند تا فارغ از اینکه آن نوازنده مرد است یا زن، از پشت یک پرده صرفاً به هنر و مهارت نوازندگی ویولون افرادی که متقاضی بودند گوش کنند.
اینگونه بود که بعد از سالها نوازندگان حرفه ای ویولون زن نیز به گروههای موسیقی راه پیدا کردند و امروز پا به پای مردان و حتی بهتر از مردها ویولون مینوازد! خطایی که توسط مدیران گروههای موسیقی در این مثال انجام میشد، دقیقا همان خطای سیستم تصمیم گیری یک است که با تنها تعدادی ورودی و شاخص محدود که توسط عدهای بیان شده است و بدون تفکر، اقدام به تصمیمگیری میکردند.
خیانت سیستم تصمیمگیری یک!
نکته بسیار مهمی که بایستی به آن توجه داشت این است که تصمیمگیری بر مبنای سیستم یک که همان تصمیمگیری بر مبنای شهود به صورت ناخودآگاه است، در تکامل انسانها و به مرور زمان گاهی هم ما را دچار خطاهایی می کند، مانند آن داستان واقعی که یک پلیس زمانی که یک خودرو را متوقف میکند تا وی را اعمال قانون بکند! از آنجا که آن پلیس استرس این را داشت که نکند این راننده خلافکار باشد و قصد حمله به وی داشته باشد، زمانی که راننده خواست کیف پول خود را از جیب خارج کند، آن پلیس تصور کرد که وی در حال خارج کردن تفنگ از جیبش است و بلافاصله به وی شلیک میکند و یک فرد بیگناه را کشت! در این زمینه میتوان مثالهای بیشماری را بیان کرد که ما با شهود و اقدامات آنی تصمیمات اشتباه میگیریم!
اصولا تصمیمگیری بر مبنای سیستم یک، به مرور زمان از طریق ورودیهایی که ما کسب میکنیم پخته و بالغ میشود و به ما کمک میکند که تصمیمگیری شهودی بهتری داشته باشیم. ولی همیشه هم این ورودیها کمک به بهبود تصمیمگیری حالت اول ما نمیکنند. به عنوان مثال در طول زندگی به واسطه تجارب مختلف ممکن است که ما از یک رنگ، شی و یا شخص، برداشت و تصوری نادرست در ذهنمان ایجاد کنیم، مانند اینکه رنگ سیاه را همیشه نشانه غم و خطر بدانیم و یا افراد قد بلند و چهارشانه را الزاما آدمهای قوی و محکمی در نظر بگیریم و یا ساکنان یک منطقه جغرافیایی را انسانهایی با ویژگی های خاص در نظر بگیریم.
مدیریت دانش و خطای سیستم یک تصمیم گیری
حال به ارتباط موضوع بیان شده و مدیریت دانش بپردازیم. در فرآیند مدیریت دانش یکی از مهمترین عناصر، دروس آموخته سازمان هستند که توسط کارکنان در بسترهای نرم افزاری مشخص ثبت میشوند تا پس از تایید به عنوان یک درسآموخته قابل اعتنا، به کار گرفته شوند. یکی از قواعدی که ما به عنوان مشاور مدیریت دانش در طراحی سیستم های نرم افزاری مدیریت دانش به آن توجه میکنیم، ناشناس بودن فردی است که درس آموخته را ثبت میکند برای ارزیابان است. در بسیاری از موارد این سوال برای متولیان مدیریت دانش مطرح میشود که چرا این چنین است و چرا نمیگذارید که دانشکار و ارزیاب نسبت به هم آگاه باشند!؟
دلایل متعددی برای این طراحی وجود دارد ولی یکی از مهمترین دلایل، خطای سیستم یک تصمیمگیری است. بسیاری از ارزیابان که همان خبرگان سازمان هستند، به صورت ناخودآگاه نسبت به دانشکاران جوان گاردی دارند که ایشان حالا حالاها باید بدوند و سعی و خطا بکنند تا به یک درسآموخته برسند، یا به عبارتی اینان هنوز جوجه مهندس هستند!
به همین دلیل زمانی که یک دانشکار با فرضاً دو سال سابقه کار از طریق نبوغ و مطالعه و تحصیلات آکادمیک خود، یک درس آموخته مهم و کلیدی را ثبت میکند، چنانچه فرد ارزیاب، بداند درس اموخته برای وی است، به صورت ناخودآگاه تصور میکند که این درسآموخته، ضعیف است و احتمال زیادی دارد که به صورت دقیق و اصولی آنرا ممیزی نکند.
به همین دلیل معمولاً در سیستمهای مدیریت دانش به منظور کاهش این خطا سعی بر مخفی ماندن دانشکار از ارزیاب میکنیم تا از این خطا جلوگیری شود. لازم است تاکید کنم که طی سال هایی که به عنوان مشاور مدیریت دانش در خدمت سازمان های مختلف بودهایم چه بسیار دروس آموخته و پیشنهادات کاربردی با صرفه اقتصادی بالا از کسانی مشاهده کردیم که تنها یک سال سابقه کار داشتند ولی به واسطه نبوغ، خلاقیت و تحصیلات آکادمیک درست و اصولی، قدرت تشخیص و بهبود اقدام یا فرآیندی را داشتهاند.
خاطرم هست در یکی از سازمانها زمانی که صحبت از دانشکاران با سابقه کم میشد، یکی از خبرگان سازمان که تجربه بالایی داشت، میگفت، این جوجه مهندسها آخه چی میدونن که میان درسآموخته ثبت میکنند! و این همان خطای تصمیم گیری حالت اول است که تصور میکنیم هر کسی که تجربه کاری الزاماً بالایی ندارد، حرفی هم برای گفتن ندارد!
منابع:
خلاصه کتاب در یک چشم بهم زدن؛ اندیشیدن بدون اندیشیدن، نوشته ملکوم گلدول، پادکست چنل بی، اپیزود شماره 12
معرفی مختصر كتاب در یک چشم بهم زدن؛ اندیشیدن بدون اندیشیدن، نوشته ملکوم گلدول، سایت کتاب.آر
سیستم یک و سیستم دو و نقش آنها در تصمیم گیریهای ما، وبسایت شخصی حسین قربانی