اخیرا جایی میخواندم که تیمهای فوتبال بزرگ دنیا، بازیکنان آکادمی یا تیمهای پایه خود را به عنوان توپجمعکن در بازیهای تیم اصلی قرار میدهند. این ایده یک نمونه جذاب و عملی از آمادهسازی استعدادها و انتقال دانش در دنیای ورزش است. چنین رویکردی نشان میدهد که باشگاهها چطور از برنامهریزی بلندمدت برای انتقال تجربه، افزایش اعتمادبهنفس و آمادهسازی بازیکنان استفاده میکنند. این مسئله را میتوان در حوزه مدیریت دانش نیز تفسیر کرد، چرا که تیمها این فرصت را به بازیکنان جوان میدهند تا از نزدیک به محیط حرفهای آشنا شوند و نکات ریز اما مهمی را یاد بگیرند. در این مطلب، ابتدا این مفهوم را توضیح خواهیم داد و سپس با مثالهایی از باشگاههای مختلف، به نحوه بهرهگیری از این تکنیک و سایر روشهای مشابه خواهم پرداخت. همچنین، نقش این روشها را در مدیریت دانش و آمادهسازی نیروی انسانی برای سازمانها و کسبوکارها بررسی خواهم کرد.

برای مطالعهی مقالات تخصصی مدیریت دانش به پایگاه دانش مراجعه فرمایید.
فلسفه استفاده از توپجمعکنها از بین بازیکنان آکادمی
استفاده از بازیکنان آکادمی به عنوان توپجمعکنها در تیمهای بزرگ ایدهای است که در برخی از باشگاههای اروپایی به خوبی مورد استفاده قرار میگیرد. هدف این است که این بازیکنان جوان که در آینده به تیم اصلی راه خواهند یافت، با محیط استادیوم، تماشاگران و فشار روانی بازیهای بزرگ از نزدیک آشنا شوند. به عبارت دیگر، این فرایند نوعی تربیت و آمادهسازی محسوب میشود و بازیکنان میتوانند از همین لحظات کوچک، دانش و تجربههای مهمی کسب کنند. برای نمونه، در سالهای اخیر باشگاه چلسی این رویکرد را دنبال کرده و بازیکنان آکادمی خود را به عنوان توپجمعکن در بازیهای خانگی استفاده کرده است. به عنوان یک مثال جالب، در فصل ۲۰۱۹-۲۰۲۰، عملکرد سریع و هوشمندانه توپجمعکن چلسی در بازی مقابل آژاکس باعث شد تیم با سرعت بیشتری حمله کند و به گل برسد. در کنار چلسی، باشگاههای دیگری نیز از این روش استفاده کردهاند:
- آژاکس آمستردام: آژاکس که به پرورش استعدادهای جوان معروف است، از توپجمعکنها به عنوان فرصتی برای رشد و آمادهسازی بازیکنان آیندهدار خود بهره میبرد. بازیکنان جوان با حضور در کنار ستارگان تیم، درک بهتری از فلسفه باشگاه و سبک بازی به دست میآورند.
- بارسلونا: در تیم بارسلونا نیز آکادمی مشهور لاماسیا این امکان را به بازیکنان خود میدهد تا در نقشهای مختلف، از جمله توپجمعکن، از نزدیک با فرهنگ باشگاه آشنا شوند. این تجربیات به بازیکنان کمک میکند تا هم درک عمیقتری از تاکتیکهای تیم پیدا کنند و هم احساس ارتباط بیشتری با باشگاه داشته باشند.
- منچستر یونایتد: در منچستر یونایتد، توپجمعکنها نه تنها وظیفه بازگرداندن توپ به بازیکنان را دارند، بلکه بخشی از فلسفه باشگاه را نیز به دوش میکشند. آنها در جلسات آموزشی خاص شرکت میکنند و یاد میگیرند که چطور در موقعیتهای بحرانی به تصمیمگیری سریع کمک کنند.
تاثیرات بلندمدت و عملی این روش در فوتبال
تاثیرات بلندمدت این روش در فوتبال به خوبی قابل مشاهده است. بازیکنان جوانی که در سالهای ابتدایی فعالیت خود به عنوان توپجمعکن حضور دارند، در آینده بهتر و با اعتماد به نفس بیشتری میتوانند در زمین بازی کنند. این تاثیرات را میتوان به موارد زیر خلاصه کرد:
- افزایش اعتماد به نفس: حضور در کنار بازیکنان بزرگ و در محیط استادیوم تأثیر چشمگیری در افزایش اعتماد به نفس بازیکنان جوان دارد. این بازیکنان در مواجهه با بزرگان و مشاهده نحوه تمرینات و بازیهای حرفهای، به تدریج احساس میکنند که خودشان هم میتوانند در سطح بالای رقابتها حضور داشته باشند. دیدن حرفهایگری، نظم و قدرت ذهنی بازیکنان بزرگ به آنها این باور را میدهد که برای رسیدن به این سطح باید تلاش بیشتری کنند، اما این تلاش به نظر ممکن و دستیافتنی میآید. به این ترتیب، اعتماد به نفس بازیکنان جوان تقویت شده و انگیزه بیشتری برای رشد پیدا میکنند.
- انتقال دانش به شیوه عملی: یکی از مزایای حضور در کنار بازیکنان باتجربه، انتقال دانش به شیوه عملی است. برخلاف آموزشهای نظری که ممکن است گاهی تنها بر روی مفاهیم کلی و تئوریک تمرکز داشته باشند، بازیکنان جوان از طریق تجربههای واقعی میتوانند نکات ارزشمندی را یاد بگیرند. این نکات ممکن است شامل تصمیمگیریهای سریع در لحظات حساس بازی، نحوه تعامل با همتیمیها یا حتی مدیریت انرژی و تمرکز در طول مسابقات باشد. وقتی یک بازیکن جوان در کنار یک حرفهای تمرین میکند یا در مسابقه حضور پیدا میکند، به طور طبیعی تجربیاتی کسب میکند که برای درک بهتر مفاهیم بازی و ارتقاء مهارتهایش ضروری است.
- آمادهسازی برای فشارهای روانی: آمادهسازی برای فشارهای روانی یکی از جنبههای مهم یادگیری برای بازیکنان جوان است. حضور در بازیهای بزرگ و مشاهده مستقیم واکنش بازیکنان به موقعیتهای استرسزا، فشارهای روانی، تماشای میلیونها تماشاگر و همچنین تعامل با رسانهها، به این بازیکنان کمک میکند تا خود را برای مواجهه با این شرایط آماده کنند. فشارهایی که در مسابقات مهم ممکن است وجود داشته باشد، از جمله نیاز به تمرکز بالا در لحظات حساس، استرس ناشی از اشتباهات فردی یا تیمی، و چالشهای بیرونی، به بازیکنان جوان آموزش میدهند که چگونه ذهن خود را آرام نگه دارند و تصمیمات درست بگیرند. این آمادگی روانی به آنها این امکان را میدهد که در آینده، در شرایط مشابه، عملکرد بهتری داشته باشند.
- افزایش تعامل و وفاداری: حضور در کنار بازیکنان بزرگ و در فضای حرفهای باشگاهها، افزایش تعامل و وفاداری بازیکنان جوان را به دنبال دارد. این تعاملات به آنها کمک میکند تا علاوه بر یادگیری مهارتهای فنی، روابط اجتماعی و تیمی خود را تقویت کنند. هنگامی که بازیکنان جوان میبینند که توسط تیمهای بزرگ حمایت میشوند و در کنار بازیکنان مطرح، تعاملات مثبتی دارند، احساس تعلق بیشتری به باشگاه و تیم پیدا میکنند. این احساس تعلق باعث میشود که آنها بیشتر تلاش کنند تا به عنوان یک عضو ارزشمند از تیم، به آن تیم وفادار بمانند و در جهت موفقیتهای تیمی حرکت کنند. این وفاداری نه تنها در طول دوران حضور آنها در تیم موثر است بلکه در طولانیمدت نیز میتواند منجر به ایجاد یک رابطه پایدار و مثمرثمر میان بازیکن و باشگاه شود.
شباهتها و الهامگیری برای دنیای کسبوکار و مدیریت دانش از سایر صنایع و حوزهها
این رویکرد در فوتبال میتواند الگویی الهامبخش برای سازمانها و شرکتها باشد. مشابه با آنچه در تیمهای بزرگ فوتبال رخ میدهد، شرکتها نیز میتوانند جوانان تازهوارد را به نقشهای فرعی وارد کرده و در عین حال به آنها فرصت دهند تا از محیط کاری و نکات کلیدی یاد بگیرند. برای مثال، شرکتهای بزرگ میتوانند کارکنان جدید را به عنوان دستیار در پروژههای مهم مشارکت دهند. این فرایند نه تنها به آنها اعتماد به نفس میدهد، بلکه باعث میشود جوانان با فرهنگ سازمان، ساختارها و فرآیندهای کلیدی آشنا شوند. همچنین، این رویکرد باعث میشود که انتقال دانش به صورت تدریجی و کاربردی اتفاق بیفتد و افراد جوان به مرور زمان آمادگی پذیرش نقشهای کلیدیتر را به دست آورند. این موضوع نه در تنها در فوتبال و ورزش، بلکه در سایر صنایع و حوزه ها نیز قابل مشاهده است. در ادامه به برخی موارد اشاره میکنم:
1-درسهای میدان: تأثیر بهرهگیری از تجربیات پیشکسوتان در انتقال دانش ورزشی
در دنیای ورزش، استفاده از پیشکسوتان و بازیکنان باتجربه برای انتقال دانش و تجربه به بازیکنان جوان بسیار رایج است. بازیکنان باتجربه به عنوان الگو و مشاور در تیمها حضور دارند و به جوانان کمک میکنند تا با نکات کلیدی و مهارتهای فنی و روانی بهتر آشنا شوند. برای مثال، در تیمهای فوتبال حرفهای مثل رئال مادرید و منچستر یونایتد، بازیکنان قدیمیتر نقش مهمی در تربیت و هدایت بازیکنان جوان دارند و تجربیاتشان را به نسل بعدی منتقل میکنند.
2-در سایه پیشکسوتان: تأثیر همکاری کارگردانان جوان با استادان سینما در انتقال دانش
در صنعت سینما، جوانان بهطور مرتب از طریق همکاری با کارگردانان، تهیهکنندگان و فیلمبرداران باتجربهتر، دانش و مهارتهای عملی کسب میکنند. این فرآیند یادگیری معمولاً شامل استیجهای کاری (مانند دستیار کارگردانی) یا کمک به پروژههای بزرگتر است. مثلاً در سینمای هالیوود، کارگردانان جوان میتوانند به عنوان دستیار کارگردان یا مشاور در پروژههای بزرگان صنعت مانند استیون اسپیلبرگ یا مارتین اسکورسیزی حضور داشته باشند. این تجربه به آنها امکان میدهد تا روند کار، تصمیمات مهم و چالشهای واقعی را از نزدیک مشاهده کنند و در عین حال، از آگاهیهای ژرفی که پیشکسوتان دارند بهرهمند شوند.
3-همنوا با بزرگان: نقش همکاری نوازندگان جوان با استادان معتبر در انتقال دانش موسیقی
در موسیقی ایرانی نیز شاهد مثالهای بسیاری از یادگیری جوانان از استادان باتجربه و انتقال دانش هستیم که میتواند مشابه نمونههای جهانی باشد.یکی از مشهورترین مثالها، محمدرضا شجریان است. او نه تنها به عنوان یک خواننده برجسته شناخته میشود، بلکه به عنوان یک استاد بزرگ موسیقی ایرانی برای نسلهای جوانتر نیز تأثیر زیادی داشته است. شجریان در آغاز کار خود تحت تأثیر مرشد عبدالحسین مرشد و روحالله خالقی قرار داشت و در ادامه خودش به عنوان استاد بزرگی در آموزش و پرورش نسلهای جدید موسیقی ایرانی شناخته شد. بسیاری از هنرمندان جوان، به ویژه در زمینه آواز، مانند حسین علیزاده و حمید متبسم از آموزههای شجریان بهره بردهاند.
همچنین در دنیای آهنگسازی، فرهاد فخرالدینی، آهنگساز و رهبر ارکستر، یکی از استادان بزرگ موسیقی ایرانی است که در آموزش نسلهای جدید آهنگسازان و نوازندگان سهم بزرگی داشته است. بسیاری از نوازندگان برجسته امروز، مانند شهرداد روحانی و محمد معتمدی، تحت آموزش و راهنمایی او قرار گرفتهاند و در هنر آهنگسازی و نوازندگی از تجربیاتش بهره بردهاند. این مثالها نشان میدهند که در موسیقی ایرانی، همانند دیگر زمینهها، ارتباط بین نسلهای قدیم و جدید برای ارتقاء مهارتها و انتقال دانش از اهمیت ویژهای برخوردار است.
3-از سعدی تا هدایت: هنر انتقال دانش در ادبیات ایران
در هنرهای ادبی ایران، شاهد انتقال دانش و آموزش تجربههای نسلهای گذشته به نسلهای جدید هستیم. یکی از برجستهترین این مثالها در عرصه شعر و ادبیات کلاسیک ایران، سعدی شیرازی است. سعدی در دوران خود از اساتید بزرگ و صاحبنظرانی چون ابنسینا و فارابی تأثیر پذیرفته و در آثار خود به آموزش و پرورش نسلهای آینده پرداخته است. در قرون بعد، شاعران بزرگی چون حافظ و ملاصدرا از آموزههای سعدی بهره بردهاند و در آثار خود تکنیکهای شعری و فلسفی سعدی را به کار بردهاند.
در دوران معاصر، یکی از بزرگترین استادان ادبیات معاصر ایران، صادق هدایت است. هدایت نه تنها در نویسندگی به عنوان یک پیشگام شناخته میشود، بلکه در آموزش و تربیت نویسندگان جدید نیز نقش بهسزایی داشت. بسیاری از نویسندگان معاصر چون غلامحسین ساعدی و جلال آلاحمد که در دورانی مشابه با هدایت فعالیت داشتند، از آثار و تفکرات او بهره بردند. هدایت تأثیرات عمیقی در معرفی نثر فارسی نوین و پرداختن به مسائل اجتماعی و روانشناختی داشت.
پلهای دانایی: هنر انتقال دانش بین نسلی در دنیای امروز
یادگیری جوانان از باتجربهها یا انتقال دانش بین نسلی یک فرآیند بسیار مهم است که میتواند در محیطهای مختلف از جمله ورزش، کسبوکار، آموزش و حتی هنر به شکلهای مختلفی اجرا شود. این روشها نه تنها موجب رشد سریعتر و افزایش اعتمادبهنفس افراد تازهکار میشوند، بلکه به حفظ و ماندگاری دانش و تجربههای ارزشمند نسلهای قبل نیز کمک میکنند. در ادامه، چند روش و مثال دیگر از انتقال دانش بین جوانان و افراد باتجربه در حوزههای مختلف را بررسی میکنیم:
۱. یادگیری سایهای (Shadowing) در محیط کار
یکی از روشهای مرسوم برای یادگیری از افراد باتجربه، یادگیری سایهای است. در این روش، فرد جوان یا تازهکار مدتی را در کنار یک متخصص یا کارمند باتجربه میگذراند و مراحل کاری او را مشاهده میکند. این روش به خصوص در مشاغلی که نیاز به تجربه عملی و درک فرایندهای جزئی دارد، کاربرد زیادی دارد.
به عنوان مثال، در صنعت پزشکی، دانشجویان پزشکی اغلب به عنوان دستیار پزشکان و پرستاران عمل میکنند و به طور عملی از تجربیات آنها بهرهمند میشوند. این حضور و یادگیری در کنار پزشکان باعث میشود که دانشجویان مهارتهای عملی و تصمیمگیریهای بحرانی را فرا گیرند.
۲. مربیگری و مشاوره (Mentorship)
برنامههای مربیگری و مشاوره نیز یکی دیگر از شیوههای رایج انتقال دانش است. در این برنامهها، یک فرد باتجربه به عنوان مربی یا مشاور، فرد جوان را راهنمایی میکند و دانش و تجربیات خود را به او منتقل میکند. این ارتباط نه تنها به رشد حرفهای، بلکه به توسعه شخصی و ذهنی افراد تازهکار کمک میکند.
در حوزه فناوری، شرکتهای بزرگی مانند گوگل و مایکروسافت برنامههای مربیگری ویژهای دارند. این برنامهها به کارکنان جدید کمک میکنند تا با سرعت بیشتری وارد فرایند کاری شوند و همزمان از دانش و دیدگاه افراد باتجربه بهره ببرند.
۳. کارگاهها و جلسات اشتراک تجربه
برگزاری کارگاههای آموزشی و جلسات اشتراک تجربه از روشهای موثر برای انتقال دانش و تجربه است. در این جلسات، افراد باتجربه داستانها، چالشها و موفقیتهای خود را با جوانان و تازهکارها به اشتراک میگذارند. این نوع رویدادها فرصتی است برای کسب بینش از تجارب واقعی دیگران.
به عنوان نمونه، در حوزه کسبوکار، جلسات اشتراک تجربه با کارآفرینان موفق میتواند برای استارتاپها و کارآفرینان جوان بسیار مفید باشد. این جلسات به آنها کمک میکند تا از تجربیات واقعی دیگران بیاموزند و از اشتباهات گذشته در مسیر خود جلوگیری کنند.
۴. برنامههای جانشینپروری
در برخی از سازمانها و شرکتهای بزرگ، برنامههای جانشینپروری اجرا میشود که طی آن افراد مستعد شناسایی میشوند و تحت آموزشهای ویژه قرار میگیرند تا در آینده به جایگاههای کلیدی سازمان دست یابند. این برنامهها با توجه به آموزش و مشاوره از افراد باتجربه طراحی میشوند.
در شرکتهای بزرگی مانند پروکتر اند گمبل (P&G) و جنرال الکتریک، برنامههای جانشینپروری وجود دارد که مدیران و افراد کلیدی سازمان نقش راهنمایی و انتقال تجربه به نیروهای جدید و بااستعداد را بر عهده دارند.
۵. برنامههای عملی و پروژههای مشترک
در برخی صنایع، از پروژههای مشترک یا برنامههای عملی برای انتقال دانش استفاده میشود. در این روش، افراد باتجربه و جوان در قالب تیمهای کاری با هم فعالیت میکنند و در طول پروژه، دانش به صورت عملی به جوانان منتقل میشود. این روش به خصوص در حوزههای فنی و تخصصی بسیار مفید است.
به عنوان مثال، در صنایع خودروسازی، مهندسان باتجربه و تازهکارها در پروژههای طراحی و تولید خودروهای جدید با هم همکاری میکنند. این مشارکت باعث میشود که تازهکارها از تجربههای مهندسان قدیمی بهرهمند شوند و خود را برای نقشهای آینده آماده کنند.
به طور کلی استفاده از روشهای مختلف برای یادگیری جوانان از باتجربهها، نقش مهمی در توسعه فردی و حرفهای دارد. این روشها از طریق ارائه فرصتی برای یادگیری تدریجی و عملی، به جوانان کمک میکنند تا به مرور زمان و با اعتمادبهنفس بیشتری وارد مسئولیتهای بزرگتر شوند. همچنین این انتقال دانش، به عنوان سرمایهای برای نسلهای آینده و حتی خود سازمانها ارزشمند است و به حفظ و توسعه دانش سازمانی کمک میکند.