پیدا کردن تعريفی برای مديريت دانش مشكل است و هيچ تعریف مشخص كه به طور جهانی مورد توافق باشد وجود ندارد . يك مشكل معمول در تعريف مديريت دانش اين است كه تعريف دانش بهاندازهای وسيع است كه تقريباً هر چيزي كه اجازه درك مفاهيمي را بدهد كه فرد براي كاركرد اثربخش در اين جهان بدان نياز دارد، میتواند مديريت دانش ناميده شود. سختي ارائه تعريف مشخص از مديريت دانش موجب شده تا صاحبنظران بر اساس تجارب خود و دیدگاههای مختلف، تعاريف گوناگوني را بيان كنند. ازاینرو يك تعريف جهانشمول كه تمامي صاحبنظران بر سر آن توافق نظر داشته باشند ، وجود ندارد. در این مقالبه مروری بر چند تعریف کلاسیک مدیریت دانش خواهیم داشت. براي مثال، داون پورت، مدیریت دانش را بهعنوان جمعآوری، توزیع و استفاده كارا از منابع دانش تعريف كرده است .
اودل و گري سون، مديريت دانش را بهعنوان يك استراتژي كه باید در يك سازمان ايجاد شود تا اطمينان حاصل شود كه دانش به افراد مناسب در زمان مناسب میرسد و آن افراد آن دانش را تسهيم كرده و از اطلاعات بر اي اصلاح عملكرد سازمان استفاده میکنند ؛ تعريف میکند. ازنظر بت ، مدیریت دانش، فرایند خلق، تأييد، ارائه و توزیع و كاربرد دانش میباشد. بون فور ، مدیریت دانش را بهعنوان مجموعهای از رویهها، ز زیرساختها و ابزارهای فني و مديريتي میداند كه در جهت خلق، تسهيم و بهکارگیری اطلاعات و دانش در درون و بيرون سازمان طراحیشدهاند . اَمين و همكارانش نيز تعریفی نزدیک به تعریف بون فور ارائه میکنند : “فرايندها و فناوریها براي جذب، تسهيم و بهکارگیری دانش جمعي بهمنظور اتخاذ تصميمات بهينه در زمان مناسب. “در اينجا، زمان مناسب، به معني زمان موجود براي تصمیمگیری در مورد يك عمل است كه ازنظر مادي بر نتيجه تأثير میگذارد. با توجه به اين تعريف؛ شولام برگر هدف نهايي از مديريت دانش را چنين بيان میکند: “هر آنچه را كه در جايي ياد میگیرید، در همه جا بكار بريد .” تحقق اين مقصود، متكي به ادغام فناوري، فرايندها و سرمایههای ذهنی افراد و سپس تبديل اين نتايج به يك عمل مؤثر و مشخص میباشد. ابتداییترین تعريف از مديريت دانش عبارت است از: يافتن راهي جهت خلق، از ، شناسايي، شكار و توزيع دانش سازماني به افراد نيازمند طرف ديگر، بهرهوری و كيفيت آمريكا، مديريت دانش را فرآيند گسترده كسب، سازماندهی، انتقال و استفاده از اطلاعات در سازمان میداند.
بت مديريت دانش را فرآيند تسهيل امور مربوط به دانش مانند خلق، ضبط، انتقال و استفاده از دانش میداند. به نظر وي، مديريت دانش شامل طيفي از فعالیتها، يادگيري، همكاري و آزمايش گرفته تا اتحاد مجموعههای مختلف كاري و اجرايي است. ازنظر روبرت لوكان، مديريت دانش عبارت است از استفاده از اطلاعات براي دستيابي به واقعيت کسبوکار؛ مديريت دانش فعاليتي سازماني بوده كه هدف آن ايجاد محيطي اجتماعي و زيربنايي فني است كه بتوان در اين محيط، دانش توليد كرد، به آن دسترسي داشت و دیگران را در آن سهیم ساخت.
البته نبايد مديريت دانش را با مديريت دادهها اشتباه گرفت . تفاوت عميقي بين مديريت داده كه مختص به فناوري و فرايند میباشد) و مديريت دانش (كه بر افراد و تعاملات و همکاریشان متمركز است وجود دارد . اين فاصله بين مديريت دانش و دادهها، تنها زماني برطرف میشود كه سازمان درزمینه يك فرهنگ جامع تسهيم دانش سرمایهگذاری كرده و به آن نيز متعهد باشد . امروزه پيشرفت قابلتوجهای در راستاي ايجاد چنين فرهنگهایی در حال انجام است، اما فاصله بسياري مانده است تا اين كار به طور کامل صورت گیرد. دانش برخلاف ديگر منابع، نامتناهي است و با استفاده بيشتر، حجم آن افزايش مییابد و در ذهن افراد جاي دارد. تمركز مديريت دانش بر روي افراد است و بر افراد بهعنوان منابع دانش تأكيد دارد. تلاش مديريت دانش در آشكار كردن سرمایههای ضمني و ناملموس و به كار بردن آنها براي بقاي سازمان و مزيتي در عرصه رقابت سازماني است.
- توانايي ارزيابي تصميمات گرفته شده بر روي منابع ضمني و مفهومي سازمان،
- هدايت ديد ما بهسوی مشكلات موجود و كمك به فهم دقيق از واقعیتها،
- فراهم ساختن شرايط و لوازم تجزیهوتحلیل موقعيت،
- توسعه دادن معيارهايي براي اندازهگیری موقعيت،
- سازوکاری با سيستم و منابع موجود براي حل كردن مسائل و چالشها،
- توانايي رمزگذاري بهوسیله زبان سازماني تا بتوان آن را براي هر زماني كه لازم باشد به كار برد. مديريت دانش بايد به مديران اين توانايي را بدهد تا منابع دانش را بشناسند و عقايد عملي را كه قابل اجرا شدن هستند را تحريك كنند. مدیريت دانش را فرآيند تسهيل امور مربوط به دانش مانند خلق، ضبط، انتقال و استفاده از دانش میدانند.
- دانش تنها بهعنوان دارايي كليدي در سازمانها مطرح نيست، بلكه بهعنوان مهمترین عامل تعیینکننده رشد اقتصادي، شناخته میشود. وي همچنين اعتقاد دارد كه از پيوند فناوریهای جديد با مهارت-هاي منحصربهفرد و تجربه كاركنان، منبعي از انرژي پديد میآید كه مديريت دانش را به پيش خواهد برد.
جامعترین تعریف کلاسیک مدیریت دانش
در يك تعريف خوب، مديريت دانش عبارت از تلفيقي از كسب و ذخیرهسازی دانش آشكار، همراه با مديريت سرمایههای فكري است. دالکر با بررسی بیش از صد تعريف منتشرشده درباره مديريت دانش در سه ديدگاه آنها را خلاصه كرده است:
- ديدگاه کسبوکار: مديريت دانش فعاليتي تجاري است كه دو جنبه اصلي دارد. توجه به عنصر دانش فعالیتهای کسبوکار بهعنوان جزء آشكار کسبوکار كه در استراتژي، خطمشی، و رويه در همه سطوح سازمان منعكس میشود، و همچنين ايجاد رابطه مستقيم بين سرمایههای فكري و نتايج مثبت کسبوکار. از همين ديدگاه، مديريت دانش يك رويكرد تلفيقي و همكارانه براي خلق، كسب، سازماندهی، دسترسي و استفاده از سرمایههای فكري سازمان است.
- ديدگاه علم شناختي يا علم دانش: دانش– بینشها، ادراكات، و دانش فني كاربردي- منبعي اساسي است كه به ما امكان میدهد به شکل هوشمندانه عمل كنيم. در طول زمان، دانش مهم به اشكال ديگر-مثل كتب، فناوري، رویهها، و سنن- در درون همه سازمانها و بهطورکلی در جامعه تبديل میشود. اين تغيير شکلها به انباشت تجربه منجر و وقتي بهطور مناسب استفاده شود، به افزايش اثربخشي منتج میشود. دانش يكي از عوامل اصلي است كه رفتار هوشمندانه شخصي، سازماني، و اجتماعي را ممكن میسازد.
- ديدگاه فرايند/ فناوري. مديريت دانش مفهومي است كه بر اساس آن اطلاعات به دانش قابل كاربرد تبديل و با تلاش اندك قابلاستفاده براي افرادي میشود كه میتوانند آن را به كار برند.
بهطورکلی، در این تعریف کلاسیک مدیریت دانش ماهيت میانرشتهای دارد. رشتهها عبارتنداز:
- علم سازماني،
- علم شناختي،
- زبانشناسي و زبان محاسباتي،
- فناوریهای اطلاعاتي از قبيل سیستمهای مبتني بر دانش، مديريت اطلاعات و اسناد، سيستم-هاي حمايت عملكرد الكترونيكي، و فناوریهای پايگاه داده،
- علم اطلاعات و كتابخانه،
- نوشتار فني،
- مردمشناسی و جامعهشناسی،
- آموزش و توسعه،
- داستانسرایی و مطالعات ارتباطاتي،
- فناوریهای همكارانه/ جمعي از قبيل فعاليت همكارانه مبتني بر رايانه و گرو ه افزار، و همچنين اینترانتها، اكسترانت ها، پورتالها، و سایر فناوریهای شبكه.