مجله مدیریت دانش دانا- شماره 8 خرداد 1400
«چیزی که قابل اندازهگیری نباشد، قابل مدیریتکردن نیست». احتمالا حداقل یک بار این جمله را در یک کتاب مدیریتی و یا یک دوره آموزشی مرتبط شنیدهاید. اما چقدر برای تحقق این شعار تلاش کردید؟ یکی از دغدغههای بسیار مهم متولیان مدیریت دانش در سازمانها توجه به همین جمله کوتاه، یعنی «اندازهگیری ارزش حاصل از اقدامات مدیریت دانش» است؛ چرا که همواره نشان دادن نتیجه در کارهای غیرملموس بسیار دشوار بوده و از طرفی مدیران ارشد در سازمانها به دنبال کسب نتایج ملموس از اقدامات مدیریت دانش هستند.
بهطورکلی پیادهسازی مدیریت دانش یک کار بلندمدت است و نمیتوان انتظار داشت که در مدت زمان کوتاه تغییرات شگرفی در سازمان رخ دهد. بررسی نمونههای موفق مدیریت دانش در سطح دنیا نشان میدهد که سازمانهای پیشرو در این حوزه حدود 10 سال برای نهادینهسازی فرایندهای مدیریت دانش تلاش کردهاند؛ اما این بدین معنی نیست که در طی این بازه زمانی به هیچ نتیجه قابل ارائهای دست نیافتند.
رویکردهای مختلفی در این خصوص وجود دارد تا سازمان علاوه بر کسب نتایج ملموس در بلندمدت، نتایج قابل قبولی را در کوتاهمدت و میانمدت کسب کند. این نتایج موجب میشود تا رهبران سازمان حمایت جدیتری از مدیریت دانش داشته باشند. از طرفی دانشکاران نیز اثربخشی پیادهسازی ابزارها و تکنیکهای مدیریت دانش را در فعالیتهای کاری خود احساس میکنند.
نگاه «پایلوتمحور» در جاریسازی درست مدیریت دانش و کسب موفقیتهای سریع بسیار موثر است. سازمانهایی در مسیر بلوغ مدیریت دانش موفق خواهند بود که با شناسایی دقیق عارضهها و نقاط قابل بهبود، از ابزار و تکنیک مناسب استفاده کنند و در بازه زمانی کوتاه نتایج اقدامات خود را اندازهگیری کرده و به ذینفعان سازمان گزارش دهند.