مجله مدیریت دانش دانا- شماره 3
در دو دهه گذشته رویکردهای مدیریت دانش در بسیاری از سازمانها و شرکتها مورد توجه قرار گرفته است، بهطوریکه بیش از 85درصد از پانصد شرکت برتر دنیا در حال بهکارگیری تکنیکها و ابزارهای مدیریت دانش در راستای ارزشآفرینی و خلق ارزش افزوده برای کسب و کار خود هستند. آمارها، گزارشها و نتایج ارزیابیهای بینالمللی نیز بیانگر این است که نرخ بازگشت سرمایه در مدیریت دانش بسیار بالاست و سرمایهگذاری بر روی این مفهوم مدیریتی نتایج مطلوبی را به همراه دارد.
همواره این سوال مطرح است که چرا میزان موفقیت مدیریت دانش و اثربخشی آن در سازمانهای کشور در قیاس با سازمانهای جهانی فاصله بسیار زیادی دارد؟ گرچه که پاسخ این سوال به عوامل و متغیرهای بسیار زیادی وابسته است، اما یکی از مهمترین این عوامل «عدم همراستایی مدیریت دانش با استراتژیهای سازمان» است. در بسیاری از پروژههایی که با هدف استقرار نظام مدیریت دانش در شرکتها و سازمانهای کشور اجرایی میشود، تدوین استراتژی برای مدیریت دانش محلی از اعراب ندارد. تلاشهای بسیار زیادی برای اجرای ابزارها و تکنیکهای مدیریت دانش انجام میشود، اما مشخص نیست که این اقدامات در راستای تحقق کدام هدف استراتژیک سازمان در حال انجام است. حتی شاخصهای کلیدی عملکرد نیز برای این فعالیتها تعریف نمیشود که بر اساس آن بتوان میزان تحقق اهداف عملیاتی را مورد سنجش قرارد داد. به همین دلیل پس از مدت زمان کوتاهی پروژههای مدیریت دانش با شکست مواجه شده و تنها پوستهای از آن در سازمان باقی میماند.
در این شماره از مجله تلاش کردیم تا بهروزترین مطالب کاربردی حوزه مدیریت دانش و نوآوری را با شما بهاشتراک بگذاریم. امیدواریم مطالعه این مقالات موجب ارتقا سطح آگاهی متولیان مدیریت دانش و دانشکاران سازمانی شود تا بر این اساس، اقدامات اثربخشی را در زمینه تدوین استراتژی مدیریت دانش و اجرای آن انجام دهند.