مجله مدیریت دانش دانا- شماره 11
از مدیریت دانش چه انتظاری داریم؟ این مهمترین سوالاتی که رهبران سازمانها باید پیش از آغاز پیادهسازی مدیریت دانش از خود بپرسند. عدم پاسخ درست به این سوال معمولا منجر به سردرگمی، تلاش بیهوده، اتلاف منابع و در نهایت شکست اقدامات مدیریت دانش میشود، چون یکی از اصلیترین ذینفعان مدیریت دانش دقیقا نمیداند که چه میخواهد!
برای رسیدن به موفقیت، مدیران ارشد سازمان باید نیازها و خواستههای خود از مدیریت دانش را تعیین کرده و نتایج کمی و کیفی مورد انتظارشان را برای تیم اجرایی و یا واحد متولی مدیریت دانش تشریح کنند. در برخی مواقع پاسخ به این انتظارات خارج از توان سازمان است، چراکه بسترها و زیرساختهای مورد نیاز برای تحقق آنها وجود ندارد. به بیان دیگر، سازمان در سطوح اولیه بلوغ مدیریت دانش قرار دارد، اما انتظار رهبران، اجرای اقدامات در سطوح بسیار بالاتر بلوغ است. این امر موجب میشود که معیارها و شاخصهای قضاوت مدیریت دانش به درستی تعریف نشده و در نهایت فعالیتهای اجرا شده در سطح سازمان بینتیجه قلمداد شود؛ در صورتیکه در واقع اینچنین نیست.
برای جلوگیری از بروز این چالش، تیم اجرایی مدیریت دانش باید «مدیریت انتظارات» را سرلوحه کار خود قرار دهد. اولین قدم در این مسیر، تعیین جایگاه فعلی و سطح بلوغ مدیریت دانش سازمان است. پس از آن نیز باید چشمانداز و افق پیش روی مدیریت دانش مشخص شده و برای سطوح مختلف تشریح شود تا همه ارکان سازمان انتظار منطقی از این سیستم بهبودی داشته باشند. به یاد داشته باشیم که مدیریت دانش به تنهایی نمیتواند تمامی مسائل و چالشهای یک سازمان را حل کند.