مدیریت دانش سبز و نقش آن در بهبود عملکرد زیست‌محیطی سازمان‌ها

محیط‌زیست و ضرورت حفاظت از آن به یکی از دغدغه‌های اساسی جوامع بشری تبدیل‌شده است. فعالیت‌های صنعتی، معدنی و حتی خانگی از طریق تولید پساب‌ها، پسماندها و سایر آلاینده‌ها، نقش مهمی در تخریب محیط‌زیست و ایجاد چالش‌های زیست‌محیطی دارند. در چنین شرایطی، سازمان‌ها ناگزیر از توجه نظام‌مند به پیامدهای زیست‌محیطی فعالیت‌های خود هستند. می‌توان گفت در تمامی سازمان‌هایی که در فرآیند تولید محصول، به‌نوعی بر محیط‌زیست پیرامون آسیب وارد می‌کنند، دارای واحدی به نام محیط‌زیست، هرچند صوری هستند؛ اما نکته اینجاست که عملکرد و وجود این واحد در ساختار سازمانی تا چه میزان در جلوگیری از تخریب محیط‌زیست نقش خواهد داشت؟

مدیریت دانش سبز (Green Knowledge Management) رویکردی نظام‌مند در به‌کارگیری دانش و اطلاعات زیست‌محیطی است که از ارتباط میان مدیریت دانش و توسعه پایدار، شکل‌گرفته است. از طرف دیگر با افزایش حساسیت‌های زیست‌محیطی، مفاهیم مدیریتی با رویکرد سبز بازتعریف‌شده‌اند و حوزه‌هایی نظیر منابع انسانی، زنجیره تأمین و فرایندهای سازمانی در مسیر عملکرد سبز قرارگرفته‌اند. در این میان، مدیریت دانش سبز به‌عنوان عامل کلیدی موفقیت، نقش بنیادی در هدایت سازمان‌ها به‌سوی پایداری ایفا می‌کند. مقاله حاضر به نحوه تبیین و مفهوم‌سازی مدیریت دانش سبز و ابعاد آن در سازمان می‌پردازد.

مدیریت دانش سبز: مفاهیم، مبانی و الزامات زیست‌محیطی

مدیریت دانش سبز به فرایند شناسایی، کسب / خلق، ذخیره، اشتراک‌گذاری و به‌کارگیری داده‌ها و اطلاعات زیست‌محیطی اطلاق می‌شود. با گسترش دغدغه‌های زیست‌محیطی، مدیریت دانش نیز دچار تحول شده و مفهوم «مدیریت دانش سبز» به‌عنوان رویکردی نوین مطرح گردیده است. این مفهوم تلفیقی از حوزه‌های زیر است:

  1. مدیریت دانش (متعارف و رایج در سازمان‌ها): شامل فرآیندهای شناسایی، خلق / کسب، ذخیره، اشتراک‌گذاری و به‌کارگیری دانش در سازمان است.
  2. مدیریت دانش سبز: بر دانش مرتبط با محیط‌زیست، فناوری‌های پاک، الزامات قانونی محیط‌زیست و تجارب موفق / ناموفق کاهش اثرات منفی زیست‌محیطی تمرکز دارد. این رویکرد نه‌تنها بر مدیریت داده‌ها و اطلاعات زیست‌محیطی تأکید دارد، بلکه یادگیری سازمانی، تغییر رفتار کارکنان و نهادینه‌سازی تفکر سبز را نیز در برمی‌گیرد.
  3. پایداری و محیط‌زیست: شامل اقدامات سازمان در راستای کاهش آلاینده‌ها و اثرات منفی زیست‌محیطی و حفظ منابع طبیعی (آب، خاک و هوا) است. در دهه‌های اخیر، فشار ذی‌نفعان، قوانین محیط‌زیست و اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs) موجب شده است که سازمان‌ها مسئولیت‌پذیری بیشتری در قبال اثرات زیست‌محیطی فعالیت‌های خود داشته باشند. در این چارچوب، مدیریت آگاهانه منابع، کاهش آلاینده‌ها، استفاده بهینه از انرژی و مدیریت پسماند به اولویت‌های راهبردی سازمان‌ها تبدیل‌شده‌اند.

با پیوند این حوزه‌ها، سازمان‌ها می‌توانند دانش محیط‌زیستی را نه‌تنها به‌عنوان اطلاعات ذخیره‌شده بلکه به‌عنوان یک دارایی استراتژیک و عملیاتی مدیریت کنند تا بتوانند به‌سادگی پاسخ‌گوی الزامات قانونی و استانداردهای مرتبط باشند.

 چرخه مدیریت دانش سبز

چرخه دانش در مدیریت دانش سبز برگرفته از چرخه دانش در مدیریت دانش متعارف و رایج در سازمان‌ها است که بازتعریف‌شده و شامل مراحل زیر است:

  1. شناسایی و گردآوری دانش سبز: شامل چگونگی تولید و پایش آلاینده‌ها، منابع و مصارف انرژی، مدیریت پسماند، الزامات قانونی و تجارب حوزه محیط‌زیست.
  2. کسب / خلق و توسعه دانش سبز: از طریق تحلیل داده‌های زیست‌محیطی، نوآوری و بهبود در فرایندها و توسعه فناوری‌های پاک.
  3. ذخیره و سازمان‌دهی دانش سبز: ایجاد پایگاه یکپارچه داده‌های زیست‌محیطی، طبقه‌بندی و مستندسازی تجارب و درس آموخته‌ها.
  4. انتشار و به اشتراک‌گذاری دانش سبز: ایجاد زیرساخت‌های فناورانه به‌منظور دسترسی کارکنان به اطلاعات زیست‌محیطی، آموزش‌های سبز و شبکه‌های دانشی.
  5. به‌کارگیری دانش سبز: استفاده از دانش و درس آموخته‌ها در تصمیم‌گیری‌های عملیاتی و راهبردی برای کاهش اثرات مخرب زیست‌محیطی، به‌روزرسانی الزامات و قوانین زیست‌محیطی.

تمایز چرخه دانش در مدیریت دانش سبز و مدیریت دانش متعارف

چرخه مدیریت دانش سبز، در نگاه اول همان چرخه دانش در حالت متعارف و رایج در سازمان‌ها است. تفاوت اصلی این دو حوزه در «ماهیت دانش»، «هدف چرخه» و «شاخص ارزیابی» است.

  • مقایسه تفاوت‌های این دو حوزه از منظر ماهیت دانش
ردیف بعد مقایسه مدیریت دانش سبز مدیریت دانش متعارف
1 نوع دانش دانش و درس آموخته‌های زیست‌محیطی، مصارف انرژی، آلاینده‌ها، پسماند، قوانین محیط‌زیست دانش فنی، مدیریتی، فرایندی، بازار و غیره
2 منبع دانش پایش محیط‌زیست، سیستم‌های اندازه‌گیری، گزارش‌ها و مستندات مطالعات زیست‌محیطی کارکنان، پروژه‌ها، مشتریان، تامین‌کنندگان منابع و تجهیزات
3 جهت‌گیری توسعه پایدار، کاهش اثرات مخرب زیست‌محیطی، مسئولیت اجتماعی بهره‌وری، کیفیت، رقابت‌پذیری

 

  • مقایسه تفاوت‌های این دو حوزه از منظر هدف چرخه دانش:
    • هدف از پیاده‌سازی مدیریت دانش متعارف در سازمان «بهبود عملکرد سازمانی، ایجاد یک سیستم پشتیبانی از تصمیم و ایجاد مزیت رقابتی در بازار کسب‌وکار» است.
    • هدف از پیاده‌سازی مدیریت دانش سبز «بهبود عملکرد و کاهش اثرات مخرب محیط‌زیست، تحقق توسعه پایدار»

درواقع مدیریت دانش سبز، در خدمت توسعه پایدار است نه صرفا توسعه اقتصادی

  • مقایسه تفاوت‌های این دو حوزه از منظر شاخص ارزیابی:
ردیف شاخص‌ها مدیریت دانش سبز مدیریت دانش متعارف
1 معیار موفقیت کاهش آلاینده‌ها، مصرف بهینه انرژی، پسماند کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری
2 افق زمانی بلندمدت کوتاه‌مدت و میان‌مدت
3 ذینفعان جامعه، محیط‌زیست، آیندگان کارکنان، مدیران، مشتریان، پیمانکاران، مشاوران

 

چالش‌ها و موانع مدیریت دانش سبز

باوجود اهمیت و ضرورت مدیریت دانش سبز در تحقق و توسعه پایدارسازمانی، پیاده‌سازی اثربخش آن با چالش‌ها و موانع بسیاری روبرو است. این موانع را می‌توان در ابعاد مدیریتی، فرهنگی، فناورانه و ساختاری طبقه‌بندی کرد که در ادامه به‌طور اجمالی شرح داده‌شده است:

  • عدم حمایت کافی مدیران ارشد سازمان یکی از مهم‌ترین موانع پیش‌روی مدیریت دانش سبز است. در بسیاری از سازمان‌ها، موضوعات زیست‌محیطی هنوز به‌عنوان اولویت راهبردی تلقی نمی‌شوند و مدیریت دانش سبز به فعالیتی جانبی یا صرفاً بنا به الزامات قانونی اجرای می‌شود. در چنین شرایطی، منابع کافی برای توسعه زیرساخت‌ها و ایجاد نظام‌های دانشی سبز تخصیص داده نمی‌شود و درمجموع به‌عنوان یک فعالیت صوری و فانتزی در نظر گرفته می‌شود. حتی در مواقعی نیز مدیریت دانش سبز به‌عنوان یک مانع تولید هم انگاشته می‌شود که در این حالت مدیران سازمان سعی در منزوی کردن و یا حذف آن از فرآیندهای سازمانی می‌کنند.
  • فقدان فرهنگ سازمانی حامی مدیریت دانش سبز: در حالت عادی، کارکنان به دلیل فرهنگ غالب سازمان، در برابر تغییر و شروع فعالیتی جدید خارج ازآنچه درگذشته برای آنان تعریف‌شده و به آن عادت کرده‌اند، مقاومت می‌کنند. عدم آگاهی کارکنان نسبت به اهمیت مسائل زیست‌محیطی، مقاومت در برابر تغییر و نبود انگیزه برای اشتراک‌گذاری دانش سبز، اثربخشی چرخه مدیریت دانش سبز را کاهش می‌دهد. زمانی که کارکنان نقش خود را در کاهش اثرات زیست‌محیطی درک نکنند، دانش تولیدشده به مرحله به‌کارگیری نخواهد رسید.
  • چالش‌های فناورانه و اطلاعاتی: نبود سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه، ضعف در جمع‌آوری داده‌های دقیق زیست‌محیطی و عدم استانداردسازی اطلاعات، موجب می‌شود دانش سبز قابل‌اتکا نباشد. این مسئله به‌ویژه در سازمان‌های صنعتی که حجم داده‌های زیست‌محیطی بالاست، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. از طرفی بیشتر سازمان‌هایی که دارای آلاینده‌های زیاد هستند به‌صورت عمدی اقدام به گردآوری اطلاعات نمی‌کنند تا گرفتار جرائم مربوطه با نقض الزامات و قوانین نشوند.
  • ابهام در فرآیندها و نقش‌ها از دیگر موانع پیاده‌سازی مدیریت دانش سبز است. در بسیاری از سازمان‌ها، مسئولیت مدیریت دانش سبز به‌طور مشخص تعریف‌نشده و هماهنگی لازم میان واحدهای مختلف وجود ندارد. بااینکه در نمودار سازمانی، واحدی به این نام وجود دارد، اما عملا کارایی لازم را نداشته و سازمان نیز به این واحد به چشم مزاحم نگاه می‌کند. این موضوع منجر به پراکندگی اطلاعات و عدم استفاده اثربخش از دانش زیست‌محیطی می‌شود.

راهکارهای موفقیت در مدیریت دانش سبز

برای غلبه بر چالش‌های یادشده و استقرار موفق مدیریت دانش سبز، سازمان‌ها نیازمند رویکردی نظام‌مند و راهبردی هستند. در این راستا، به چند راهکار کلیدی اشاره ‌شده است:

  • نهادینه‌سازی تعهد مدیریتی: این راهکار نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت مدیریت دانش سبز دارد. مدیران ارشد ابتدا باید بپذیرند که باید به محیط‌زیست توجه کافی بشود سپس با تدوین راهکارهای زیست‌محیطی، تخصیص منابع و حمایت عملی از ابتکارات سبز، مدیریت دانش سبز را به بخشی از راهبردهای کلان سازمان تبدیل کنند.
  • توسعه فرهنگ سازمانی سبز و دانش‌محور: همانند پیاده‌سازی مدیریت دانش متعارف و رایج در سازمان‌ها، مدیریت دانش سبز نیز به‌طور فزاینده‌ای نیازمند فرهنگ‌سازی، آموزش‌های هدفمند زیست‌محیطی، ترویج یادگیری سازمانی و ایجاد نظام‌های انگیزشی برای اشتراک‌گذاری دانش سبز، زمینه مشارکت فعال کارکنان را فراهم می‌سازد. فرهنگ‌سازی موجب می‌شود دانش زیست‌محیطی از سطح اسناد فراتر رفته و در رفتار روزمره کارکنان منعکس شود. باید فرهنگ به شکلی باشد که کارکنان محیط پیرامون سازمان را بخشی از محیط زندگی خود بدانند و نسبت به آن حساس باشند.
  • تقویت زیرساخت‌های فناورانه و اطلاعاتی از الزامات اساسی است. استقرار پایگاه‌های داده زیست‌محیطی، استفاده از سیستم‌های هوشمند پایش و بهره‌گیری از ابزارهای تحلیل داده، امکان خلق و به‌کارگیری مؤثر دانش سبز را فراهم می‌کند. یکپارچگی اطلاعات نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌های زیست‌محیطی ایفا می‌کند.
  • شفاف‌سازی فرآیندها و مسئولیت‌ها به بهبود اثربخشی مدیریت دانش سبز کمک می‌کند. ایجاد ساختار و تعیین متولیان مشخص، تشکیل تیم‌ها یا کمیته‌های مدیریت دانش سبز و هم‌راستا سازی فعالیت‌ها با استانداردهایی مانند ISO 14001, ISO 30401، انسجام سازمانی را افزایش می‌دهد.
  • پایش و ارزیابی مستمر عملکرد مدیریت دانش سبز ضروری است. تعریف شاخص‌های کلیدی عملکرد سبز و ارزیابی دوره‌ای نتایج، امکان بهبود مستمر و یادگیری سازمانی را فراهم می‌سازد و مدیریت دانش سبز را به فرایندی پویا و اثربخش تبدیل می‌کند.

 

 

نتیجه‌گیری

تحقق اهداف توسعه پایدار مستلزم آن است که سازمان‌ها نقش فعال‌تری در مدیریت اثرات زیست‌محیطی فعالیت‌های خود ایفا کنند. در این میان، مدیریت دانش سبز به‌عنوان یک رویکرد راهبردی، زمینه‌ساز تصمیم‌گیری آگاهانه، یادگیری سازمانی و بهبود مستمر عملکرد زیست‌محیطی است. این رویکرد با تمرکز بر چرخه دانش زیست‌محیطی، سازمان‌ها را در مسیر هم‌راستایی با اهداف توسعه پایدار، به‌ویژه اهداف مرتبط با مصرف و تولید مسئولانه و حفاظت از محیط‌زیست یاری می‌کند.

برای این منظور سازمان باید به سمت‌وسوی پیاده‌سازی مدیریت دانش سبز گام بردارد. همچنین اشاره شد که موفقیت مدیریت دانش سبز مستلزم نهادینه‌سازی آن در راهبردهای کلان سازمان است. مدیران ارشد باید مدیریت دانش سبز را به‌عنوان بخشی از نظام حکمرانی سازمانی در نظر گرفته و با تدوین استراتژی‌های مناسب، تخصیص منابع و ایجاد سازوکارهای انگیزشی، بستر لازم برای مشارکت فعال کارکنان را فراهم آورند. در این صورت است که مدیریت دانش سبز می‌تواند به ابزاری مؤثر برای تبدیل الزامات زیست‌محیطی به فرصت‌های بهبود عملکرد و نوآوری سبز تبدیل شود.

درنهایت، می‌توان گفت مدیریت دانش سبز نقش پل ارتباطی میان اهداف توسعه پایدار و عملکرد سازمان‌ها را ایفا می‌کند. حرکت در این مسیر نه‌تنها به کاهش اثرات منفی زیست‌محیطی منجر می‌شود، بلکه جایگاه سازمان‌ها را در قبال مسئولیت اجتماعی و توسعه پایدار تقویت می‌کند. بر این اساس، توصیه می‌شود مدیران، مدیریت دانش سبز را به‌عنوان یکی از ارکان اصلی برنامه‌های توسعه پایدار سازمان خود موردتوجه قرار دهند.

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − دو =