در یکی دو سال گذشته، هوش مصنوعی به ابزاری قدرتمند در تولید محتوا تبدیل شده و قادر است حجم عظیمی از اطلاعات را در کوتاهترین زمان در اختیار ما قرار دهد. با این حال، تجربه نشان داده است که سرعت و سهولت تولید محتوا به تنهایی تضمینکننده اثربخشی و مفید بودن آن نیست. بسیاری از مطالب تولیدشده توسط هوش مصنوعی در حوزه مدیریت دانش هرچند دقیق، منظم و ساختاریافته به نظر میرسد، اما در عمل نمیتواند به یادگیری واقعی، تصمیمگیری مؤثر یا بهبود عملکرد افراد و سازمانها کمک کند و تجربه انسانی و دانش زیسته همچنان جایگاه ویژه و غیرقابل جایگزینی خود را حفظ کرده است.
وقتی متخصصان و مشاوران مدیریت دانش، دانش خود را با تجربیات واقعی، تحلیلهای شخصی و مشاهدههای عملی ترکیب میکنند، محتوایی خلق میشود که نه تنها علمی و دقیق است، بلکه کاربردی، ملموس و ارزشمند است. این تجربه انسانی است که محتوا را به چیزی فراتر از اطلاعات خام تبدیل میکند و مسیر یادگیری و تصمیمگیری را برای مخاطب روشن و قابل استفاده میسازد.
استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی در تولید محتوا به معنای ترکیب قدرت پردازش و تحلیل ماشینی با بینش و تجربه انسانی است. این همافزایی میتواند محتوایی ارائه دهد که هم از نظر علمی معتبر باشد و هم برای مخاطب قابل لمس و مفید باشد. هوش مصنوعی در این مسیر به عنوان چراغ راه عمل میکند، اما تجربه انسانی همان نوری است که مسیر را روشن، مطمئن و معنادار میسازد.
به نظر میرسد متخصصان مدیریت دانش باید تمرکز خود را بر ارائه تجربیات واقعی و درسهای آموخته خود از پروژهها خود قرار دهند و از پرداختن صرف به موضوعات تکراری و سطحی مرتبط با هوش مصنوعی پرهیز کنند؛ چراکه محتواهای اینچنین کمکی به تعالی مدیریت دانش در کشور نمیکند.